رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
  • السبت ۳ شوال ۱۴۴۲
  • 2021 Saturday 15 May
کتاب ژئوپلیتیک آذربایجان

این کتاب سعی دارد بازیگران، سناریوها و استراتژی‌های موجود، در این زمینه را بررسی و تبیین نماید. دانش ژئوپلیتیک از قرن نوزدهم وارد ادبیات سیاسی جهان شد و بیش از یک قرن است که نقش مهمی در تحلیل بحران ها و مناسبات سیاسی ایفاء کرده است.

کتاب «چشم انداز ژئوپلیتیک آذربایجان و قراباغ کوهستانی» نخستین اثر پژوهشی است که به زبان فارسی از دیدگاه سیاست جغرافیایی به یکی از مسائل عمده قفقاز پرداخته است.  این کتاب سعی دارد بازیگران، سناریوها و استراتژی‌های موجود، در این زمینه را بررسی و تبیین نماید. دانش ژئوپلیتیک از قرن نوزدهم وارد ادبیات سیاسی جهان شد و بیش از یک قرن است که نقش مهمی در تحلیل بحران ها و مناسبات سیاسی ایفاء کرده است. رابرت تورگو و امانوئل کانت نخستین دانشمندانی بودند که از اصطلاح جغرافیای سیاسی استفاده‌کردند و سپس دانشمندانی چون راتزل، روداف کلین، هلفورد مکیندر، آلفرد ماهان و… با نظریه های خود ساختاری علمی به آن بخشیدند. پس از جنگ دوم جهانی، این جغرافیدانان امریکایی بودند که یکبار دیگر مباحث مربوط به ژئوپلیتیک را احیاءکردند. در ایران نیز دانش ژئوپلیتیک به ویژه از دهه هفتاد خورشیدی مورد توجه دانشگاهیان قرار گرفت و به تدریج ادبیاتی غنی در این خصوص تولید شد.

منطقه آسیای میانه و قفقاز یکی از چندین حوزه ژئوپلیتیک پیرامون سرزمین ایران محسوب می شود که دارای فرصت ها و تهدیدهای مخصوص به خود است. منطقه ای که از نظر ترانزیتی، انرژی،امنیت، قومیت و بسیاری دیگر از جهات حایز اهمیت است و این ارزش پس از فروپاشی اتحاد شوروی افزایش پیدا کرده است. با این وجود پتانسیل های درگیری در قفقاز جنوبی به ویژه با وجود یه شبه دولت شناسایی نشده (در قراباغ کوهستانی، اوستیا و آبخازیا) فرصت های ترانزیتی و فرهنگی ناحیه را تهدید کرده و ظرفیت گسترش دامنه درگیری به سرزمین های همجوار موضوع را به یک مشکل بزرگ امنیتی تبدیل می‌کند.

ایران با همه مناطق درگیر و حساس این ناحیه دارای مرز زمینی و اشراف جغرافیایی است با این حال کوشش های نظری اندکی پیرامون شناخت این فرصت ها و تهدیدها صورت گرفته است. در حالی که به نظر میرسد پس از فروپاشی اتحاد شوروی، سیاست گذاران و سیاست پژوهان ایرانی می توانستند توجه بیشتر به این فرصت ها و تهدیدها معطوف کنند. کتاب حاضر،کوششی دانشگاهی در این زمینه است که اخیرا توسط انتشارات شیرازه منتشر شده است و می‌تواند درآمدی بر پژوهش های بیشتر تلقی شود.

کاوه بیات تاریخ نگار معاصر در مقدمه ای که بر این اثر تحریر کرده است، بر غفلت تاریخی و بی علاقگی طولانی مدت کشور در توجه به این منطقه اشاره کرده و نوشته است:

« به این حوزه ها کاری نداریم و نمی‌خواهیم نیز کاری داشته باشیم اما تحولات روزگار به گونه ای است که هراز گاه وضعیت به نحوی پیش می رود که به رغم آن بی میلی و اکراه، این حوزه ها با ما کار دارند. بحران قراباغ که اینک پس از ربع قرن سکون دوباره سر باز کرده است یکی از نمونه های آشکار این مقوله است».

پرسش اصلی این کتاب در ارتباط با اتخاد یک راهبرد ملّی در قبال با جمهوری آذربایجان و مناقشه قراباغ کوهستانی طرح شده است و سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که استراتژی مطلوب و منطبق با منافع ملّی چیست؟!

کتاب پس از طرح مقدمات و تشریح مسئله و توصیف عمیق پچیدگی‌ موضوع های مربوط به ماوراءقفقاز به بسط و تشریح مفاهیم و نظریه های مرتبط با این حوز پرداخته است. استراتژی، ژئواستراتژی ، امنیت ملّیّ انزوا، کُد ژئوپلیتیکی و … مفاهیمی هستند که از سوی نویسنده تعریف و تشریح و در متن تحلیل ها به کار گرفته شده شده است. سپس نظریه های ژئوپلیتیکی که ممکن است هر یک به فهم گوشه ای از مسئله پژوهش کنم کند، مرور و در ادامه به تعریف عملّیاتی آنها پرداخته است و در نهایت، دستگاه نظری ترکیبی به صورت یک مدل ارائه داده است. در این بخش از نظریه هایی چون برخورد تمدن‌ها، نوارهای شکننده، موازنه قوا، قلمروخواهی و منابع تنش در کشور فرضی استفاده شده است.

این کتاب در فصل چهارم ابتدا به تجزیه و تحلیل ساختار ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان پرداخته است و پیش از هر چیز چشم انداز تاریخی ظهور و زوال چنین کشوری را طی جنگ اول جهانی بررسی نموده است. سپس به بررسی و کشف «نظریه علّت وجودی جمهوری آذربایجان» و لایه های این تئوری پرداخته است و آن را در یک مدل شماتیک ارائه کرده است و در نهایت به «اعتبار سنجی» این نظریات با واقعیت‌های موجود تاریخی و سیاسی دست زده است. این بخش پاسخ به این پرسش که جمهوری آذربایجان به عنوان کشور مستقل دارای چه منطق ژئوپلیتیکی و توجیه برای موجودیت است؟

در این بخش، هویت ملّی، ملت سازی، اقلیت های قومی، ساختارکلّی مرزها و شکل دوپاره کشور،جایگاه و اهمیت ژئوپلیتیک قراباغ کوهستانی بعنوان منطقه مورد مناقشه، توان نظامی هر یک از کشورها، چینش نظامی و ژئواستراتژیک جنوب قفقاز و نقش اقلیت های قومی قفقاز جنوبی در این چشم انداز اجمالا بررسی شده است. در بخشِ بعدیِ همین فصل تاریخچه کوتاه جنگ قراباغ کوهستانی (تا 1994) به بحث گذاشته شده و دلایل شکست جمهوری آذربایجان دردو دسته دلایل سیاسی و دلایل ژئوپلیتیکی بررسی و تحلیل شده است.

در ادامه، دیدگاه هر یک از بازیگران محلی ، منطقه ای و فرامنطقه ای در خصوص مناقشه قراباغ بررسی شده است. در این بخش مواضع کشورهای و قدرت های مختلف اجمالا مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان به بررسی مواضع ایران در خصوص مناقشه قراباغ تا سال 1396 پرداخته شده است. در این بخش دیدگاههای رهبران کشور، روایت کارشناسان داخلی و خارجی نسبت به مواضع ایران گردآوری شده است.

نحوه تهیه اینترنتی کتاب از سایت : http://shirazehketab.com/

فصل پنجم این کتاب به جمع بندی و خلاصه دیدگاهها، بررسی جایگاه ایران و فرصت و تهدیدهای ژئوپلیتیکی مناقشه قراباغ اختصاص دارد. در این بخش پس از جمع بندی دیدگاههای مختلف راهبردی ها و سناریوهای محتمل برای ایران به طور کلی در خصوص کشور جمهوری آذربایجان و به طور خاص در خصوص مناقشه ناگورنو- قراباغ تجزیه و تحلیل شده است. نویسنده با ارائه پیشنهادهای برای اتخاذ راهبرد ملّی جهت سیاست گذاری در قبال قفقاز جنوبی راهبردِ «ژئوپلیتیک تمدنی» را پیشنهاد کرده است. همچنین در خصوص مناقشه قراباغ، سناریوهای موجود و کُدهای ژئوپلتیکی محتمل برای ایران، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.

در این کتاب از منابع مختلف و مرتبط با موضوع اعم از منابع علمی در ترکیه، جمهوری آذربایجان و منابع فارسی و انگلیسی استفاده شده است و نقشه های جغرافیایی تازه ای برای تشریح ابعاد جغرافیایی- سیاسی مسئله طراحی شده‌اند. بیشترین منابع مورد استفاده به ترتیب فارسی، تُرکی استانبولی، انگلیسی وآذری هستند.

گرچه دانش ژئوپلیتیک در ایران بسیار گسترده است، اما یافتن کتاب‌های پژوهشی که نه صرفا از دیدگاه تئوریک و نظری بلکه از منظر مصداقی – منطقه ای و جزئیات، به موضوع نگاه کرده باشند، اندکی دشوار است. این کتاب در مهر 1399 توسط انتشارات شیرازه و با نظارت و مقدمه استاد کاوه بیات به بازار آمده و بهای آن 400 هزار ریال است.

فهرستکتاب

فصل اوّل: دیباچه

هدف و روش پژوهش

پیشینه ادبیات پژوهش

راهبردِ ایران، ویژگی پژوهش حاضر

فصل دوم: تبیین تئوریک مسئله پژوهش

الف) مفاهیم

ب)نظریه ها

ج) الگوی مفهومی پژوهش

فصل سوم: محیط شناسی

جمهوری آذربایجان

جمهوری خودمختار نخجوان

قراباغ کوهستانی

عملیاتی سازی نظریه ها در محیط قفقاز جنوبی

فصل چهارم: ساختار ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان

دوره جدید جنگ قراباغ: پس از فروپاشی شوروی تا 1994

چینش ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی

بازیگران مناقشه قراباغ کوهستانی: اهداف و منافع:روسیه، ترکیه، ایالات متحده ،اروپا، ارمنستان، ایران ، اسرائیل

جمع بندی

فصل پنجم: سناریوها و راهبردها

تبیین اصول راهبردی ایران در قبال جمهوری آذربایجان

اصول راهبردی ایران در قبال مناقشه قراباغ کوهستانی

سناریوهای صلخ

نتیجه گیری و جمع بندی نهایی

فهرست منابع و مآخذ

Geopolitical Perspective of Azerbaijan and Nagorno-Karabakh

By: Hosein Salar Seyfodini

اخبار مرتبط



نوشته نخست

اقتدار و توسعه

چند نکته در باب دولتِ مقتدر توسعه‌گرا

سالار سیف‌الدینی: اقتصاددان ها، سیاسیون و جامعه شناس‌ها یا بسیاری از روزنامه‌نگاران بارها در مورد «توسعه» همه جانبه سخن گفته اند. برخی توسعه سیاسی را پیش نیاز توسعه اقتصادی می‌دانند و برخی دیگر برعکس توسعه اقتصادی را در اولویت قرار می دهند. هر کدام از دو گروه نیز دلایل متقن و قابل توجهی عرصه می کنند.  اما چه کسی قرار است برنامه توسعه سیاسی یا اقتصادی را پیش ببرد؟ پاسخ دشوار نیست: «دولت». ولی دولت(نظام سیاسی) چگونه می‌تواند توسعه نظام مند را به عنوان الگوی راهبردی محقق سازد؟ پاسخ آن هم دشوار نیست: برنامه ریزی یا آنچه که سیاست‌گذاری می نامیم. اما مگر نه این است که تا کنون دستکم در حوزه اقتصاد، سیاست گذاری‌های دقیقی برای پیشبرد برنامه های توسعه ای تدوین شده است؟ چند درصد از برنامه های توسعه ای که از دهه چهل تا به امروز تدوین و اجرایی شده است محقق شده اند؟ چه میزان از اسناد چشم انداز توسعه به وضعیت آرمانی نزدیک شده اند؟ پاسخ هر چه باشد، امیدوار کننده نیست. شاید نقطه عزیمت اصلی باید یافتن همین پاسخ برای چرایی این ناکامی باشد. چرا سیاست‌گذاری های موجود کامیاب نبودند؟  اگر فعلا فرض را بر اولویت توسعه سیاسی بر اقتصادی قرار دهیم،شاید بتوان فرمولی در این زمینه مشخص کرد که آینده ای بهتر را به تصویر می‌کشد. تجربه های تاریخی دولت مقتدر توسعه‌گرا، تجربه ای است که بسیاری از کشورها را به سلامت به وادای توسعه رسانده است. مطالعه در کشورهایی که در چند دهه گذشته به توسعه سیاسی و اقتصادی مطلوب رسیده اند، نشانگر تجربه موفق دولت مقتدر توسعه گرا در این وادی بوده است. از کره جنوبی تا مالزی یا ترکیه حتی برخی کشورهای پساشوروی یک دوره کوتاه پیشا دموکراسی را تجربه کرده و سپس وارد توسعه سیاسی- اقتصادی شدند.  پیش نیاز جامعه دموکراتیک، وجود دولت مقتدری است که آرمان توسعه را در میان مدت ( طرح چند ساله) در دستور کار قرار داده باشد. دولتی مبتنی بر دیوان سالاری قدرتمند و سریع، توانِ دفاعی و استقلال نسبی در عرصه تصمیم‌گیری بین المللی است. تنها یک دولت قدرتمند که در عمل و نه شعار، خواهان توسعه باشد، اراده ای جدی برای مقابله  فساد داشته باشد و امتیازهای گروهی و شخصی را الغاء،و اقدام به سیاست گذاری کند، قادر به حصول توسعه کامل است. دولت های ضعیف و بی برنامه نه قادر به برنامه ریزی اند و نه قادر به سیاست گذاری. لازمه سیاست‌گذاری به نظر می رسد لازمه زمان بندی و سیاست های توسعه ابتدا اصلاح ساختار دولت و دیوان به شکلی است که بتوان دولتی مقتدر و توسعه‌گرا را در کمترین زمان ممکن پیکربندی کرد. دلیل این تقدم این است که بدون وجود ساختار مطلوب، امکان اجرای هیچ برنامه ای نیست. اگر برنامه های توسعه قبلی شکست خورده اند دلیل آن فقدان همین وصف است. نظام سیاست‌گذاری از سه رکن اصلی تشیکل می شود. در نبود هریک از ارکان این مثلث هر نوع سیاست‌گذاری احتمالا به شکست خواهد انجامید و یا نیمه کاره رها خواهد شد. این ارکان عبارت اند از: متن سیاست گذاری، یا برنامه توافق شده در ارکان تصمیم گیری، دیوان سالاری منظم، سریع و مبتنی بر سلسله مراتب و در ...