رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹
  • الإثنين ۹ ربيع أول ۱۴۴۲
  • 2020 Monday 26 October
تحلیلی بر روابط روسیه و ترکیه

چرا روسیه و ترکیه همسویی استراتژیک نخواهند داشت؟

باید توجه داشت که اتحادهای استراتژیک به منافع مشترک نیاز دارند، نه صرفا فرصت هایی برای همکاری موقت. همگرایی طولانی مدت در مورد موضوعاتی که دارای اهمیت حیاتی می باشند لازمه اتحاد یک استراتژیک است

طی یک سال گذشته ، بسیاری از کارشناسان اظهار داشتند که به نظر می رسد روسیه و ترکیه  اختلافات تاریخی خود را کنار گذاشت و به یک اتحاد استراتژیک رسیده اند.  به عنوان شواهد مثال ، آنها به چراغ سبز روسیه در مورد عملیات های مکرر ترکیه علیه شبه نظامیان کُرد در شمال سوریه ، همکاری آنها در ایجاد منطقه  غیر نظامی در ادلب،  ادامه مخالفت ترکیه با برخی سیاست های امریکا و ناتو، و در نهایت در خرید سامانه دفاعی اس-400 روسی اشاره می کنند.

اما ظواهر می تواند فریبنده باشد. هنوز مشکلات زیادی بین دو طرف وجود دارد، از جمله در سوریه. باید توجه داشت که اتحادهای استراتژیک به منافع مشترک نیاز دارند، نه صرفا فرصت هایی برای همکاری موقت. همگرایی طولانی مدت در مورد موضوعاتی که دارای اهمیت حیاتی می باشند لازمه اتحاد یک استراتژیک است. بنابراین، تشکیل بلوک های واحد،کشورها را ملزم به اتخاذ منافع جدید یا حداقل استراتژی های جدید برای پیگیری منافع خود می‌کند. در مورد روسیه و ترکیه، شواهد اندکی وجود دارد که این اتفاق افتاده باشد. رقابت روسیه و ترکیه سابقه تاریخی دارد. در سده هفدهم میلادی هنگامی که امپراطوری روسیه در حال گسترش بود عثمانی هزینه های زیادی داد. تعداد جنگ های دو کشور در این دوران، میزان اختلافات آنها را نشان می دهد. از جمله می توان به حدود ده نبرد در اطراف دریای سیاه بین دو کشور از زمان پطرکبیر تا پیش از جنگ نخست جهانی اشاره کرد.

نقشه امپراطوری عثمانی: مناطق خراج گذار و قلمرو اصلی

روابط دو کشور در سال های اخیر

امروز روابط ترکیه و روسیه مانند همیشه پیچیده است.آنکارا و مسکو در برخی جبهه ها همکاری و اشتراک نظر دارند مانند روند صلح آستانه که از التهاب های موجود در سوریه کاست. ترکیه به شدت به گاز طبیعی روسیه وابسته است. نزدیک به 50 درصد گاز ترکیه از طریق روسیه فراهم می شود و هر دو کشور روابط اقتصادی و گردشگری خود را افزایش داده اند. در برخی از سال ها روس ها اغلب اولین رتبه گردشگران خارجی را در ترکیه کسب می‌کنند.

 اما این هم چیز جدیدی نیست. در سراسر تاریخ، روسیه و ترکیه همواره راههایی برای توسعه روابط و پیوندهای اقتصادی -علیرغم کشمکش های مکرر- پیدا کرده اند. برای مثال به موجب معاهده کوچوک‌کاینارجا که به جنگ های 1768-1774 بین روسیه و عثمانی پایان داد، روسیه حق تجارت و کشتیرانی را در سراسر دریای سیاه به دست آورد. با وجود همه این واقعیت ها و تثبیت روابط، این دو کشور هنوز در دو نقطه کلیدی ژئوپلیتیک اختلاف دارند:

نخست در دریای سیاه روسیه و ترکیه در این منطقه رقابت طولانی مدت بر سر تنگه های داردانل و بسفر دارند. دو گذرگاه طبیعی که تنها مسیر برای عبور از دریای سیاه به دریای مدیترانه به شمار می روند. به ویژه تنگه بسفر همیشه اهمیت بیشتری داشته است. ترکیه تنگه ها را کنترل می‌کند و روسیه مدت‌ها است که از قطع شدن دسترسی خود به مدیترانه (آب های گرم) واهمه دارد. افزون بر آن پس از تصرف کریمه در 2014 توسط روسیه، ترکیه از شناسایی این منطقه به عنوان بخشی از سرزمین روسیه سرباز زده است. کریمه منطقه ای است که دو عثمانی و روسیه چندین جنگ مهم برای کنترل آن داشته اند. از نظر آنکارا حضور گسترده روسیه در دریای سیاه میتواند یک تهدید امنیتی تلقی شود.

ترکیه و دریای سیاه، جایگاه تنگه های بسفر و داردانل
  • دومین اختلاف ژئوپلیتیک در منطقه قفقاز است کوهستان های باریکی که شمال و جنوب این منطقه را از هم جدا می کنند به کوههای قفقاز شهرت دارند. اگر گذرگاههای باریک سلسله جبال قفقاز جنوبی به دست مخالفان روسیه بیفتد،می تواند قفقاز شمالی و سپس دلیل هارتلند روسیه را تهدید کند. ترکیه سابقه حمایت از شورشیان چچن را در شمال قفقاز دارد. همچنین جنبش های بنیادگرای سلفی در داغستان و مناطق مسلمان نشین شمال قفقاز روسیه را نگران می‌کند به ویژه که ترکیه به مرجعی برای این گروهها تبدیل شده است. از سوی دیگر، روسیه تلاش می کند که نیروهای فرامنطقه ای را از این منطقه دور نگهدارد. روسیه پایگاههای نظامی خود را در ارمنستان مستقر کرده است. مثال خوبی برای بازداشتن از تهاجم احتمالی ترکیه در جریان مناقشه قراباغ کوهستانی که در آغاز دهه 1990 رخ داد. روسیه در پاسخ به موضع گیری مداخله جویانه ترکیه در این مناقشه نیروهای خود را در مرز بین ارمنستان و ترکیه مستقر کرد. اقدامی که ممکن بود تنها چند سال پس از جنگ سرد موجب درگیری جدیدی بین دو کشور شود. اما روسیه یک هدفی عینی تر نیز در حمایت از ارمنستان دارد: جلوگیری از شکل گیری اتحادیه کشورهای ترک‌زبان که می تواند تعادل را در قفقاز جنوبی به هم بزند.
گذرگاه های قفقاز

در خاورمیانه نیز منافع ترکیه و روسیه گاه رودروی هم است زیرا از طرف‌های مخالف یکدیگر در جنگ سوریه حمایت می کنند. ترکیه از گروههای مختلف شورشی  پشتیبانی می کند که علیه بشار اسد مبارزه می کنند. روسیه نیز از بشار اسد حمایت می کند. در حالی که ترکیه کنترل بخش هایی از شمال سوریه را به دست آورده است ، گروههای شبه نظامی تحت حمایت آنکارا خود را در سمت بازنده جنگ احساس می کنند. زیرا در این مدت اسد با حمایت مسکو توانسته است بخشی از قلمروی تحت مدیریت گروه‌های شبه نظامی طرفدار ترکیه و نیز بخش هایی در اطراف ادلب را که در محاصره طرفداران حکومت و کردها مانده بودند تصرف کند. اگرچه ترکیه به حمایت از این گروهها در ادلب ادامه می دهد. اما هنوز جنگ نیابتی را به روسیه باخته است. این موضوع نشان دهنده آن است که دو کشور از اتحاد استراتژیک با یکدیگر فاصله زیادی دارند.

ترکیه همچنین در ژانویه 2018 در عفرین مداخله کرد اما این عملیات کردهای شمال سوریه را هدف قرار می داد نه نیروهای اسد را. در اینجا روسیه چراغ سبز به نیروهای نظامی تُرک نشان داد درست مانند ایالات متحده امریکا که علنا اظهار داشت از یگان های مدافع خلق حمایت نمی‌کند. ولی ترکیه می‌خواهد قلمرو بیشتری را در شمال سوریه به کنترل خود در آورد در حالی روسیه می خواهد این مناطق در توافقی بین کردها و دمشق همچنان تحت کنترل حکومت اسد باقی بماند.

موضوع خرید سامانه دفاعی اس- 400

پرسش اینجا است که با توجه به سابقه درگیری و رقابت بین روسیه و ترکیه، چرا آنکارا می خواهد با خرید سیستم های دفاع موشکی اس- 400 روسی، روابط خود را با متحدان کلیدی اش در غرب به خطر اندازد؟ پاسخ در روابط گذشته بین ترکیه و امریکا است. ترکیه در 1952 به عنوان یک حلقه مهم در استراتژی کانتین منت شوروی، به پیمان ناتو پیوست. متعاقب آن در 1974 در قبرس مداخله نظامی کرد که موحب تاسیس جمهوری تُرک قبرس در شمال این جزیره شد و سپس امریکا تحریم های نظامی علیه ترکیه وضع کرد. پاسخ ترکیه به این تحریم‌هاريال بستن دسترسی امریکا به پایگاههای نظامی در خاک خود شد. این تجربه ای مهم برای ترکیه در وابستگی صنایع نظامی اش به غرب بود. بنابراین از سال 1980 ترکیه برنامه هماهنگی را برای توسعه صنایع نظامی داخلی آغاز کرد. با این وجود ترکیه هنوز نیازمند واردات فن آوری های خاصی برای توسعه صنایع دفاعی است و ایالات متحده در برابر واگذاری و انتقال فن‌آوری به ترکیه برخورد سردی دارد.

 در سال 2013 و 2017 ترکیه پیشنهاد خرید سیستم دفاعی پاتریوت را دارد که نیازی به انتقال فن آوری نداشتند. ولی سپس تصمیم گرفت سیستم HQ-9 چینی را خریداری کند. دلیل آن قیمت پایین این سیستم دفاعی و مهم تر از آن امکان انتقال تکنولوژی آنها از چین بود ولی با مداخله امریکا این معامله صورت نگرفت. ترکیه پس از بی پاسخ ماندن دومین پیشنهاد خریدش برای سامانه پاتریوت امریکایی، قرارداد خرید اس-400 را با روسیه امضا کرد. برخی منابع گزارش داده اند که بر اساس این قرارداد ترکیه می تواند به تکنولوژی این سامانه دفاعی دسترسی داشته باشد، هر چند جزئیات قرارداد هنوز منتشر نشده است. مسکو این موضوع را رد کرده است. ولی خبرگزاری دولتی اسپوتنیک روسیه در ژانویه گزارش داد که مسکو وعده تولید مشترک و دسترسی به فناوری را به آنکارا داده است. اما ممکن است ترکیه از این معاهده به عنوان اهرمی جهت راضی کردن امریکا برای فروش سیستم پاتریوت استفاده کند. ایالات متحده در گذشته نشان داده است که حاضر به مذاکره است. در دسامبر سال 2018 ، پس از آنكه ترکیه تصمیم خود را برای خرید اس -400 گرفته بود ، امریکا چراغ سبز نشان داد، اگرچه آنكارا این پیشنهاد را رد کرد. با این وجود در سال 2019 برخی از مقامات بلند پایه ترکیه مانند وزیر دارای و وزیر دفاع با دونالد ترامپ مذاکراتی انجام دادند که به نظر می رسد مربوط به همین بن بست بود.

ترکیه در نهایت در 2019 فاز اول تحویل سامانه دفاعی اس -400 را آغاز کرد. اما این هنوز یک چرخش استراتژیک به سمت روسیه نیست.  به طور آشکار این نمونه ای از تلاش‌های یک قدرت متوسط است که می خواهد جایگاه بزرگ‌تری کسب کند تا بتواند به بهترین نتیجه ممکن برسد. حتی اگر ترکیه تمام آنچه را که می خواهد به دست نیاورد، حداقل می تواند چیزی بدست آورد.

اولویت داشتن دست یابی به دفاع موشکی برای ترکیه قابل درک است. این کشور با تهدیدات احتمالی ایران و سوریه روبرو است، که هر دو در گذشته سابقه درگیری نظامی دارد. پدافند هوایی همچنین ممکن است در مدیترانه شرقی، یعنی منطقه ای که ترکیه برای دستیابی به منابع گاز طبیعی بیشتر با یونان، اسرائیل و قبرس رقابت می‌کند، مفید باشد. زیرا قابلیت های بازدارنده می تواند سایر کشورها را وادار کند که اکتشافات خود را در این منطقه محدود کنند و به ترکیه در تأمین ذخایر گاز طبیعی در قبرس کمک کنند. ترکیه نمی‌تواند به خاطر این قابلیت ها به ناتو وابسته باشد زیرا یونان نیز عضو آن است.

شکی نیست که توافق نامه اس -400 روابط آنکارا با واشنگتن را پیچیده می کند. اما خرید سیستم های روسی و حتی همکاری با مسکو در سوریه ، نشانگر بازنگری استراتژیک ترکیه نیست بلکه راه حلی برای یک مشکل فوری است. همان طور که گذشت، اتحادهای استراتژیک به منافع مشترک نیاز دارند، نه فرصت هایی برای همکاری موقت. آن گونه که ترکیه و روسیه درگیر آن هستند.

*این مقاله ترجمه و خلاصه است از مقاله «چرا روسیه و ترکیه در یک صف قرار نخواهند گرفت» در پایگاه اینترنتی آینده ژئوپلیتیک. ترجمه از: کشور.نت

اخبار مرتبط



نوشته نخست

اقتدار و توسعه

چند نکته در باب دولتِ مقتدر توسعه‌گرا

سالار سیف‌الدینی: اقتصاددان ها، سیاسیون و جامعه شناس‌ها یا بسیاری از روزنامه‌نگاران بارها در مورد «توسعه» همه جانبه سخن گفته اند. برخی توسعه سیاسی را پیش نیاز توسعه اقتصادی می‌دانند و برخی دیگر برعکس توسعه اقتصادی را در اولویت قرار می دهند. هر کدام از دو گروه نیز دلایل متقن و قابل توجهی عرصه می کنند.  اما چه کسی قرار است برنامه توسعه سیاسی یا اقتصادی را پیش ببرد؟ پاسخ دشوار نیست: «دولت». ولی دولت(نظام سیاسی) چگونه می‌تواند توسعه نظام مند را به عنوان الگوی راهبردی محقق سازد؟ پاسخ آن هم دشوار نیست: برنامه ریزی یا آنچه که سیاست‌گذاری می نامیم. اما مگر نه این است که تا کنون دستکم در حوزه اقتصاد، سیاست گذاری‌های دقیقی برای پیشبرد برنامه های توسعه ای تدوین شده است؟ چند درصد از برنامه های توسعه ای که از دهه چهل تا به امروز تدوین و اجرایی شده است محقق شده اند؟ چه میزان از اسناد چشم انداز توسعه به وضعیت آرمانی نزدیک شده اند؟ پاسخ هر چه باشد، امیدوار کننده نیست. شاید نقطه عزیمت اصلی باید یافتن همین پاسخ برای چرایی این ناکامی باشد. چرا سیاست‌گذاری های موجود کامیاب نبودند؟  اگر فعلا فرض را بر اولویت توسعه سیاسی بر اقتصادی قرار دهیم،شاید بتوان فرمولی در این زمینه مشخص کرد که آینده ای بهتر را به تصویر می‌کشد. تجربه های تاریخی دولت مقتدر توسعه‌گرا، تجربه ای است که بسیاری از کشورها را به سلامت به وادای توسعه رسانده است. مطالعه در کشورهایی که در چند دهه گذشته به توسعه سیاسی و اقتصادی مطلوب رسیده اند، نشانگر تجربه موفق دولت مقتدر توسعه گرا در این وادی بوده است. از کره جنوبی تا مالزی یا ترکیه حتی برخی کشورهای پساشوروی یک دوره کوتاه پیشا دموکراسی را تجربه کرده و سپس وارد توسعه سیاسی- اقتصادی شدند.  پیش نیاز جامعه دموکراتیک، وجود دولت مقتدری است که آرمان توسعه را در میان مدت ( طرح چند ساله) در دستور کار قرار داده باشد. دولتی مبتنی بر دیوان سالاری قدرتمند و سریع، توانِ دفاعی و استقلال نسبی در عرصه تصمیم‌گیری بین المللی است. تنها یک دولت قدرتمند که در عمل و نه شعار، خواهان توسعه باشد، اراده ای جدی برای مقابله  فساد داشته باشد و امتیازهای گروهی و شخصی را الغاء،و اقدام به سیاست گذاری کند، قادر به حصول توسعه کامل است. دولت های ضعیف و بی برنامه نه قادر به برنامه ریزی اند و نه قادر به سیاست گذاری. لازمه سیاست‌گذاری به نظر می رسد لازمه زمان بندی و سیاست های توسعه ابتدا اصلاح ساختار دولت و دیوان به شکلی است که بتوان دولتی مقتدر و توسعه‌گرا را در کمترین زمان ممکن پیکربندی کرد. دلیل این تقدم این است که بدون وجود ساختار مطلوب، امکان اجرای هیچ برنامه ای نیست. اگر برنامه های توسعه قبلی شکست خورده اند دلیل آن فقدان همین وصف است. نظام سیاست‌گذاری از سه رکن اصلی تشیکل می شود. در نبود هریک از ارکان این مثلث هر نوع سیاست‌گذاری احتمالا به شکست خواهد انجامید و یا نیمه کاره رها خواهد شد. این ارکان عبارت اند از: متن سیاست گذاری، یا برنامه توافق شده در ارکان تصمیم گیری، دیوان سالاری منظم، سریع و مبتنی بر سلسله مراتب و در ...