رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹
  • الإثنين ۹ ربيع أول ۱۴۴۲
  • 2020 Monday 26 October
پژاک از چه شهرهایی و با کدام سازوکار جذب نیرو می کند

زمینه‌ های قومی و جغرافیایی پیوستن به پژاک

بر اساس داده های موجود در این پژوهش فقط 57 نفر از 142 نفر (مورد تحقیق) از ستیزه جویان پژاک در ایران متولد شده اند. اکثریت قاطع این ستیزه جویان (74 نفر) از ترکیه و چند نفر از عراق و سوریه بودند.

این مقاله ترجمه و تلخیصی است از پژوهشی به نام ملی گرایی قومی در برابر وفاداری مذهبی: مطالعه موردی کردها در ایران است (2018) که در مجله علمی Nations and Nationalism منتشر شده است.

نویسندگان:

گونش موارد تزجور(استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای مرکزی)

پیمان اسدزاده (دانشجوی دکترای علوم سیاسی- دانشگاه آریزونا استیت)

مترجم:دکتر شقایق حیدری

مقدمه:

ادعاهای سیاسی از جانب گروه های قومی برای مبارزات خشونت آمیز در بسیاری از نقاط جهان همچنان در مرکز توجه قرار دارند. در عین حال، اعضای یک گروه قومی اغلب تعهدات مختلفی نسبت به طرح های ملی گرایانه قومی دارند. تفاوت های فرهنگی در یک گروه قومی ممکن است موجب شکل گیری این الگوهای بسیج سیاسی شود. به ویژه، هنگامی که تفاوت های مذهبی در یک گروه قومی وجود دارد، چگونه این تفاوت ها بر الگوهای بسیج ملی گرایانه قومی تأثیر می گذارد؟ این مقاله تلاش دارد براساس مجموعه داده های اصلی جمع آوری شده از منابع چندین زبان مختلف، با تمرکز بر کردها در ایران، به این پرسش پاسخ دهد.

علیرغم اینکه دولت ایران در مدیریت تنوع قومی خود موفق تر از سایر کشورهای خاورمیانه بوده است، پژوهشگران بر این اعتقادند که جنبه سیاسی هویت قومی در میان شهروندان ایرانی در حال افزایش است (Saleh 2013; Elling 2015). این مقاله، بر اساس رویکرد نهادی نسبت به سیاست های قومی، استدلال می کند که هویت مذهبی (یعنی تقسیم بندی سنی- شیعه) یکی از عوامل اصلی مطالبات قومی در میان کردها در ایران است. در جمهوری اسلامی، شهروندان شیعه از سطح بالاتری از دسترسی به قدرت سیاسی در مقایسه با سنی ها برخوردارند. در نتیجه، در حالی که هویت مذهبی مطالبه قومی را در میان کردهای شیعی محدود می کند، این مفهوم احساس به حاشیه رانده شدن را در میان کردهای سنی دو برابر می کند و موجب بسیج سیاسی خشونت آمیز آنها می شود. از این رو، نارضایتی های سیاسی مبتنی بر وابستگی به مذهب برای بسیج شورشیان کرد در ایران اهمیت دارد. این یافته ها پیشنهاد می کنند که تحقیقات آکادمیک در این رابطه باید از چارچوب های مفهومی تقلیل گرایانه که معتقدند کردها یک گروه همگن در برابر دولت ایران هستند، عبور کنند.

همچنین، این مقاله سه بحث عمده را به ادبیات موجود اضافه می کند. نخست، نظریه ها و آزمون های تجربی ای را معرفی می‌کند که تأثیر شکاف های درون یک گروه قومی بر ظرفیت آن برای بسیج سیاسی خشونت آمیز را بیان می کنند (Bormann, Cederman and Vogt 2017). این مقاله به جای اینکه یک گروه قومی را به عنوان یک موجودیت همگن با یک هویت واحد (به طور مثال، با شباهت زبانی یا وابستگی مذهبی یکسان) بررسی کند، نشان می دهد که چگونه اَشکال مختلف نشانگرهای هویتی در میان اعضای یک گروه قومی، بر مشارکت آنها در فعالیت سیاسی متضاد تأثیر می گذارد. در گام بعدی، این مطالعه رویکرد جداسازی داده های جمع آوری شده را در سطوح فردی و محلی به کار می گیرد. در راستای تقاضا برای توسعه تجزیه و تحلیل تجربی دقیق تر در مطالعات جنگ های داخلی (Cederman and Gledistch 2009)، این روش اجازه می دهد تا درک پیچیده تری از بسیج قومی صورت گیرد. سرانجام، این مقاله، به مطالعه و تجزیه و تحلیل موردی جنبش کردی در ایران می پردازد و به ارتقاء دانش تجربی از مسئله کردی کمک می کند.

این مقاله بر روی مناقشه ایران- پژاک (حزب حیات کردستان آزاد) تمرکز دارد تا نقش هویت مذهبی را در شکل گیری بسیج ملی گرایانه قومی بررسی کند. این مقاله اولین تجزیه و تحلیل نظام مند را از ویژگی های اجتماعی- جمعیت شناختی ستیزه جویان پژاک ارائه می دهد. در حالی که پژاک نسبت به دیگر سازمان های سیاسی کردی در ایران جدیدالتأسیس تر است، توانست حمایت قابل توجهی را در میان کردهای ایران بدست آورد. خواسته های کردها برای نمایندگی سیاسی بیشتر در ایران پس از شکست شورش های کردی در دهه اول حیات جمهوری اسلامی، که در سال 1979 تأسیس شد، برآورده نشده است. تشکیل پژاک در سال 2004 منجر به بازگشت خشونت سیاسی به مسئله کردی در ایران شد. پژاک، به عنوان شاخه ای از پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان) تأسیس شده است، پ.ک.ک. از سال 1984 به طور متناوب با دولت ترکیه، در یکی از طولانی ترین درگیری های قومی پس از جنگ جهانی دوم، در نبرد بوده است. یکی دیگر از سازمان های مرتبط با پ.ک.ک.، پ.ی.د. (حزب اتحاد دموکراتیک) است که کنترل قلمرویی در مناطق وسیع شمال سوریه را در دست گرفته است. همانطور که بعداً نشان داده می شود، تعداد زیادی از کردهای ایران در صفوف نظامی شاخه های پ.ک.ک. و پ.ی.د. خدمت کرده اند.

براساس طرح تحقیق، این مقاله مجموعه داده های اصلی را در مورد بسیج شورشیان کرد و رویدادهای خشونت بار در ایران به کار می گیرد. در ابتدا، مقاله، دربرگیرنده اطلاعات زندگینامه کردهای ایرانی است که از اوایل دهه 1990 به پ.ک.ک. و سازمان های وابسته به آن (پ.ی.د. و پژاک) پیوستند. این اطلاعات عمدتاً از منابع چاپی و آنلاین منتشر شده توسط این سازمانها به زبان فارسی، کردی و ترکی تهیه شده است. یک مجموعه داده دیگر، بررسی اجمالی از پویایی فضایی و شدت درگیری های مسلحانه بین دولت ایران و پژاک بین سال های 2004 تا 2016 را ارائه می دهد. استراتژی تجربی شامل مدل های آماری مبتنی بر این مجموعه داده ها و سایر شاخص های جمع آوری شده از منابع فارسی برای ارزیابی تأثیرات هویت مذهبی بر حمایت از شورش های پژاک در میان کردهای ایران است. همچنین، این مقاله شامل یک تفسیر تاریخی از دامنه و محدوده بسیج ملی گرایی قومی کرد در ایران است.

محرومیت و بسیج قومی

سیاست های دولتی که از قومیت های خاصی به ضرر دیگران در توزیع خدمات عمومی، تخصیص منابع عمومی، نظام ترفیع بوروکراتیک و طراحی آیین های عمومی حمایت می کند، احتمالاً موجب نارضایتی گسترده ای در میان اعضای یک گروه محروم می شود. در این شرایط، نشانگرهای هویت قومی در چگونگی تفسیر روابط اجتماعی و نظم سیاسی توسط افراد اهمیت دارند (Hale 2008). از آنجا که محرومیت قومی مسیرهای تحرک اجتماعی را برای اعضای یک اقلیت مسدود می کند، احتمال زیادی دارد که در این شرایط اشکال ستیزه جویانه بسیج قومی جذاب تر شود. در حقیقت، نهادینه کردن سیاست های قومی انحصارگرایانه نارضایتی ها را تشدید می کند و به عنوان یک عامل کلیدی در خشونت های قومی، ظهور می یابد (Cederman, Wimmer, and Min 2010; Lieberman and Singh 2012). در مقابل، نظام های سیاسی فراگیر با نمایندگی تناسبی احتمال جنگ های داخلی را کاهش می دهند (Reynal-Querol 2005). در غیاب شیوه های دولت انحصارگرایانه، تنوع قومی به خودی خود لزوماً منجر به افزایش حساسیت سیاسی هویت قومی نمی شود (Boone and Nyeme 2015).

شورشیانی که ادعا می کنند از طرف اقلیت های قومی مبارزه می کنند، ممکن است دریابند راحت تر می توانند افراد را از مناطقی با تمرکز جمعیتی این گروه های اقلیت، به دلیل وجود شبکه های متراکم با ویژگی های اعتماد متقابل و دوجانبه و معاهدات و نظارت و مکانیسم های اجرایی قوی، جذب کنند (Denny and Walter 2014; Esteban and Ray 2008; Fearon 2006; Humphreys and Weinstein 2006). علاوه بر این، اگر افرادی که فرهنگ مشترکی دارند، تصور کنند که جایگاه هویت قومی آنها نسبت به گروه های دیگر در وضعیت پایین تری قرار گرفته است، احتمال بیشتری دارد که در بسیج خشونت آمیز مشارکت کنند (Sambanis and Shayo 2013). تا زمانی که به دلیل وجود مرزهای قوی، تغییر گروه ها برای افراد دشوار باشد، پتانسیل اقدام جمعی قوی وجود خواهد داشت (Hechter 2000: 99-100). در مقابل، اگر اعضای یک اقلیت قومی دارای نشانگرهای هویتی مشترک با اکثریت در کشور باشند، کمتر پذیرای جاذبه های ملی گرایی قومی می شوند. برای مثال، وابستگی مذهبی آنها به اکثریت تأثیرات محرومیت سیاسی را کاهش می دهد و توانایی آنها را در دستیابی به تحرک اجتماعی و نمایندگی سیاسی بیشتر تسهیل می کند. بدین ترتیب، دنبال کردن استراتژی تار کردن [هویت قومی] (Wimmer 2008: 1041-2) از سوی آنها محتمل تر است و بر هویت مذهبی مشترک آنها بجای زبانشناسی قومی متمایز آنها تأکید می شود. (1) به همین ترتیب، اگر یکسان سازی زبانی امکان پذیر باشد و ابزار تحرک اجتماعی را فراهم سازد، اعضای یک اقلیت قومی ترجیح می دهند در پروژه ملی گرایانه گنجاده شوند تا اینکه در یک فعالیت سیاسی ستیزه جویانه و پر مخاطره مشارکت کنند (Laitin 1998). به طور کلی، در حالی که شکاف های متقاطع در یک گروه قومی، ظرفیت بسیج یک شورش را کاهش می‌دهد و احتمال آغاز جنگ داخلی را کمتر می کند، شکاف های متداخل باعث تشدید درگیری های مسلحانه می شود (Gubler and Selway 2012).

فرضیه 1: انتظار می رود بسیج خشونت آمیز قومی در میان اعضای یک اقلیت قومی که هویت مذهبی مشترکی با اکثریت دارند، پایین باشد.

با توجه به این چشم انداز نظری، ملی‌گرایی قومی در میان اقلیت های سنی ایران (در مقایسه با گروه های شیعه غیرفارس مانند آذری ها) جاذبه قوی تری داشته است. نهادینه سازی تقسیمات سنی و شیعه، هویت مذهبی را به لحاظ سیاسی در ایران برجسته می‌کند. کردها دارای تمایزهای فرهنگی و تاریخی قوی هستند و افسانه های مشترکی در مورد ریشه های هویت جمعی خود با ایرانیان به اشتراک می گذارند.  نسخه های کردی شاهنامه، اثر حماسی عظیمی که در اوایل قرن یازدهم توسط شاعر ایرانی فردوسی سروده شد و به مدت طولانی یک متن پایه برای ملی‌گرایی ایران بوده است، به طور گسترده ای تولید و منتشر شده است (Chamanara 2013). در عین حال، کردهای سنی معمولاً به دلیل ویژگی رسمی شيعی ملی‌گرایی ايرانی، خارج از این محدوده قرار می گیرند (Cottam 1979: 67). از زمان تأسیس سلسله صفوی در قرن شانزدهم، شیعه گرایی برای حاکمیت و مدیریت دولت ایران اهمیت بسیاری داشته است (Momen 1985). تأکید بر ماهیت شیعی قدرت سیاسی با تأسیس جمهوری اسلامی در سال 1979 بیشتر شده است. ماده 12 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت اظهار می دارد که مذهب رسمی ایران مکتب اسلام دوازده امامی شیعی است. رهبر معظم، قدرتمندترین سمت در این نظام، تنها می تواند یک روحانی عالی رتبه شیعه باشد (ماده 9-107). ماده 115 الزام می کند که اعتقاد علنی به مبانی اساسی جمهوری اسلامی ایران و دین رسمی کشور به عنوان یکی از صلاحیت های رئیس جمهور است. این اصل به طور مؤثر مانع از انتخاب یک رئیس جمهور غیر شیعه می شود. همچنین، همانطور که در زیر توضیح داده می شود، الگوی محرومیت مذهبی بر موقعیت های پایین تر در بوروکراسی دولتی و محدود کردن نمایندگی کردهای سنی در نظام سیاسی تأثیر می گذارد.

مسئله کرد در ایران

کردها یک گروه قومی بدون دولت هستند که اقلیت های قابل توجهی را در ایران، عراق، سوریه و ترکیه تشکیل می دهند (2). مسئله کردی در توافقات صلح پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی با پایان جنگ جهانی اول، به وجود آمده است (McDowall 2004). این در درجه اول به نمایندگی سیاسی و توانمندسازی قومی کردهایی که در کشورهای تحت سلطه توسط گروه های قومی دیگر زندگی می کنند، مربوط می شود. تمرکز سرزمینی کردها، تاریخ خودمختاری از دست رفته و محرومیت سیاسی منجر به یک دوره شورش های کردی و اشکال مختلف مقاومت از اوایل قرن بیستم شده است. آنها تحت سیاست های مختلف تبعیض آمیز و سرکوبگرانه اعم از محدودیت ها برای زبان کردی تا قتل عام های نسل کشی مانند مبارزه انفال قرار گرفته اند که شامل حملات با گاز شیمیایی علیه غیرنظامیان در عراق در سال 8-1987 می شود (Hiltermann 2007).

در ایران، جمعیت کُردها در استان های شمال غربی (و جمعیت کمتری در شمال شرقی) در مرز عراق و ترکیه متمرکز هستند. تحت سلطنت صفویه و قاجار، امارت اردلان کُردی که در سنندج مستقر شده بود، تا اواسط قرن نوزدهم دارای درجه بالایی از خودمختاری بود (Eppel 2016: 34-8). در حالي که در سرشماری های ايران اطلاعاتي در مورد هويت قومي جمع آوری نمي شود، برخي از محققان بر اين باورند که قوم کرد حدود 10 درصد جمعيت ايران را تشکيل مي دهند (e.g., McDowall 2004; Gunter 2004). (3) آنها عمدتاً در چهار استان مرزی غربی در ایران زندگی می کنند: ایلام (4)، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی. قوم کرد از اقلیت های عمده ای در شهرهای کردستان و کرمانشاه برخوردارند، در حالی که ایلام و آذربایجان غربی خانه دیگر گروه های قومی، به ترتیب، لرها و ترک های آذری هستند. در حالی که اکثریت کردها در ایران، مانند بسیاری از برادران قومی خود در عراق، سوریه و ترکیه، اهل سنت هستند، شمار قابل توجهی از کردهای شیعه و یارسانی (که با نام اهل حق نیز شناخته می شوند) نیز در ایران زندگی می کنند (5). با توجه به تفاوت های زبانشناختی، بسیاری از کردها در مناطق حاشیه ای با ترکیه با گویش کرمانجی صحبت می کنند، در حالی که کردها در مناطق مرزی با کردستان عراق و عراق به گویش های سورانی و گورانی سخن می گویند. طبق داده های گسترده ای که در مطالعات سیاست های قومی استفاده شده است (به جدول 1 بنگرید)، کردها در ایران از سطوح بالاتری از تنوع مذهبی و زبانی نسبت به برادران قومی خود در عراق، سوریه و ترکیه برخوردارند، که در جدول 1 نیز این موضوع نشان داده شده است. این تنوع احتمالاً بر الگوهای بسیج سیاسی در میان کردها در ایران تأثیر گذاشته است.

داده های این جدول مربوط به درصد فرقه های مذهبی و گویش های زبانی جمعیت کرد در کشورها است. اندازه (به عنوان درصدی از کل جمعیت کشور) از نسخه دوم مجموعه داده های روابط قدرت قومی اخذ شده است؛ اطلاعات فرقه های مذهبی و گویش های زبانی از مجموعه داده های روابط قدرت قومی – ابعاد قومی (EPR-ED) اخذ شده است. اطلاعات در https://icr.ethz.ch/data/epr/ قابل دسترس است. کدگذاری روابط قدرت قومی (EPR)، گویشوران زازاکی در ترکیه، گورانی در ایران و شیعیان کرد در عراق را نادیده می گیرد.

* باقیمانده جمعیت کردی ترکیه (42 درصد) به عنوان سخنوران ترکی کدگذاری شده است.

ظهور پژاک

ظهور پژاک به عنوان یک نیروی سرسخت، تحولی است که اخیراً صورت گرفته است. همانند بیشتر سازمان های کردی که در ایران تشکیل شده اند، پژاک از جهت گیری سکولار با در نظر گرفتن نقش محدود برای دین در امور عمومی برخوردار است. پس از دستگیری عبدالله اوجالان، رهبر پ.ک.ک، از سوی سرویس های اطلاعاتی ترکیه در کنیا در فوریه سال 1999، یک سری تظاهرات علیه دولت ترکیه در شهرهای بزرگ کردنشین ایران رخ داد که طی آن درگیری های مرگباری میان نیروهای امنیتی ایران و معترضین رخ داد. این تظاهرات بزرگترین تظاهرات کردی از زمان تأسیس انقلاب اسلامی و نشان دهنده تأثیر رو به رشد پیوندهای فرامرزی در شکل گیری فعالیت های کردی در ایران بود. پ.ک.ک.، که فعالیت خود را در مناطق کردی ایران گسترش داده بود و از اواخر دهه 1990 در میان کردهای ایران به جذب نیرو پرداخت، نقشی حیاتی در راه اندازی این تظاهرات ایفا کرد (Haghpanah 1999). پ.ک.ک، پس از دستگیری رهبر خود، به طور رسمی هدف کردستان مستقل و متحد را رها کرد و شاخه های جداگانه ایرانی و سوری را تا سال 2004 تأسیس کرد.

حمله ایالات متحده به عراق باعث شد که پ.ک.ک حضور خود در این کشورها را افزایش دهد، چراکه به طور گسترده ای بر این باور بود که ایالات متحده ممکن است پس از عراق به ایران یا سوریه حمله کند (10). از آن زمان، پژاک نیروگیری قابل توجهی در میان کردهای ایران انجام داد و قبل از اعلام آتش بس یک طرفه در سال 2011، حملات مختلفی را در مرز ایران با عراق و ترکیه انجام داد (11).

در حالی که پ.ک.ک.، سازمان مؤسس پژاک، تلاش های خود را برای ایجاد یک منطقه تحت محاصره کردی بر مبارزه علیه گروه های جهادی در سوریه – دشمنان بزرگ ایران – متمرکز کرد، ظهور درگیری های متناوب از آن زمان، به از سرگیری مبارزه ای در مقیاس بزرگ بین نیروهای امنیتی ایران و ستیزه جویان پژاک منجر نشد (12). تعداد معدودی از کردهای ایران به رده های پ.ی.د. در سوریه پیوستند و از سال 2012 با گروه های جهادی مبارزه کردند (13).

مجموعه داده های مربوط به شورش کردها در ایران

بدیهی است که بسیج قومی ممکن است شکل های خشونت آمیز و غیر خشونت آمیز داشته باشد. بر خلاف ترکیه که اَشکال متعدد بسیج سیاسی کردی در این کشور بعد از سال 1999 رشد چشمگیری داشته است، نوع سابق فعالیت کردها در ایران بسیار محدود بوده و به دلیل شیوه های قانونی و اجرایی به شدت سختگیرانه به صورت زیرزمینی باقی مانده است (Watts 2010). به همین علت، این تحلیل صرفاً بر نیروهای شورشی کرد در ایران تمرکز دارد. داده های جمع آوری شده مربوط به زندگی نامه 439 نفر از جنگجویان کرد ایران (KMI) (17) است که در رده های پ.ک.ک. (نیروهای دفاع مردمی)، پژاک (واحد شرق کردستان) و پ.ی.د. (واحدهای مدافع خلق) جنگیدند و جان خود را از دست دادند (18). اطلاعات آنها از منابع گوناگون به سه زبان فارسی، کردی و ترکی به دست آمده که این منابع دارای جهت گیری های مختلف ایدئولوژیک هستند (به عنوان مثال، طرفدار دولت ایران، و یا طرفدار کردی). سه سازمان ستیزه جوی کردی به طور منظم گزارش های کوتاهی از ستیزه جویان کشته شده خود را با جزئیات با ارزش در رابطه با زندگینامه آنها در وب سایت های خود منتشر می کنند (19). این منابع ممکن است نشانگر کل جمعیت کردهای ایران که به این سازمان های ستیزه جو پیوسته اند نباشند. این منابع، اطلاعاتی در مورد ستیزه جویانی که همچنان در صفوف این رده ها فعال هستند، ستیزه جویانی که آسیب دیده یا بازنشسته شده اند، ستیزه جویانی که توسط شورشیان اعدام شده اند یا ستیزه جویانی که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند، ارائه نمی کنند. هیچ آماری وجود ندارد که تمامی ستیزه جویانی را که در درگیری ها کشته شده اند، پوشش دهد. اما به نظر نمی رسد که این محدودیت ها تحلیل حاضر را تحت تأثیر قرار داده باشد. اول، مجموعه داده ها در رابطه با جنگجویان کرد ایران مبتنی بر یک رویکرد جامع است که اطلاعات در مورد ستیزه جویان سه سازمان شبه نظامی مربوطه و نه فقط یکی از آنها را گردآوری می کند. دوم، هیچ دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم اطلاعات ستیزه جویان سنی در این مجموعه داده ها بیش از حد ارائه شده باشد. در واقع، پژاک و سازمان های وابسته به آن، انگیزه قوی ای برای افشای مرگ ستیزه جویانی از مناطق شیعه، به دلیل بسیج نیروهای بیشتر و کسب اعتبار، دارند. حضور ستیزه جویان از چنین مناطقی نشان می دهد که جذابیت ملی گرایی کردی به مناطق کردی سنی در ایران محدود نمی شود و ممکن است به سازمان های ستیزه جو کمک کند تا پایگاه های حمایتی خود را گسترش دهند. از این رو، ماهیت مجموعه داده ها احتمالاً بر علیه فرضیه 1 متمایل می شود که نشان می دهد بسیج ملی گرایی کردی در مناطق کردی شیعه ضعیف تر است.

جالب توجه است که فقط 57 نفر از 142 نفر از ستیزه جویان پژاک در ایران متولد شده اند. اکثریت قاطع این ستیزه جویان (74 نفر) از ترکیه و چند نفر از عراق و سوریه بودند. توانایی پ.ک.ک. برای جذب جنگجویان از میان کردهای ایرانی، حتی قبل از ایجاد پژاک، نشان دهنده جذابیت فرامرزی ملی گرایی کردی است. همانطور که در جدول 2 نشان داده شده است، زنان حدود 13 درصد از ستیزه جویان کرد ایران را تشکیل می دهند. یک ستیزه جوی معمولی در این مجموعه داده ها در نوجوانی جذب شد و تقریباً پنج سال قبل از ازدست دادن جانش، خدمت کرد. از 223 ستیزه جویی که سن جذب آنها ثبت شده است، 31 درصد (69 نفر) آنها قبل از رسیدن به سن 18 سالگی جذب شده بودند. لازم به ذکر است که بیشتر این ستیزه جویانِ زیر سن قانونی قبل از سال 2004 به این صفوف پیوستند. اکثریت قریب به اتفاق این ستیزه جویان اهل آذربایجان غربی (69 درصد) بودند، در حالی که از کردستان حدود 24 درصد جذب شدند. شکل 1، جذب ستیزه جویان کُرد را بر حسب تفکیک سنی- شیعه بودن آنها در مناطق کردنشین ایران نشان می دهد. نواحی قرمز دارای بیشترین تعداد جذب هستند، در حالیکه از مناطق زرد هیچ نیروی بومی جذب نشده است. مناطقی که با نقطه های سیاه نشان داده شده، دارای اکثریت جمعیت کرد سنی است. یک همپوشانی قوی بین نواحی قرمز رنگ و سیاه رنگ وجود دارد؛ اکثر نیروهای جذب شده اهل مناطق با اکثریت جمعیت سنی هستند. در عین حال، این نواحی در منطقه مرزی واقع شده اند و احتمالاً سطح بالاتری از درگیری های مسلحانه را تجربه می کنند.

مناطقی که با نقطه های سیاه نشان داده شده، دارای اکثریت جمعیت کرد سنی است. برای مشاهده منابع به جدول شماره سه بنگرید.

یک مجموعه داده دیگر، رویدادهای خشونت آمیز مربوط به شورش های پژاک در ایران را شامل می شود و دارای 226 مورد ثبت چنین رویدادهایی است که بین سال های 2004 تا 2016 رخ داده است. این اطلاعات از منابعی به چهار زبان (کردی، فارسی، ترکی و انگلیسی) اخذ شده است. این منابع شامل منابع رسمی (به عنوان مثال، www.irna.ir)، نیمه رسمی (به عنوان مثال www.farsnews.com، www.mehrnews.com، www.isna.ir) و غیر رسمی (به عنوان مثال www.tabnak.ir ، www.bitawan.ir) از میان رسانه های به روز ایران، منابع طرفدار پژاک به چندین زبان (به عنوان مثال www.pjak.org، www.agire-serhildan.org، www.kodar-online.com) و منابع خارجی و بیشتر بی طرف مانند بی بی سی فارسی، می شود. اکثر رویدادها بر اساس توصیف های ارائه شده توسط حداقل دو منبع (در بعضی موارد تا چهار منبع) بررسی شده اند که ترجیحاً جهت گیری های طرف ها و ایدئولوژی های مختلف در نظر گرفته شده است. وجود سایه جنگ و عدم وجود انجمن های رسانه ای مستقل با توانایی دسترسی به مناطق درگیری، امکان تهیه یک گزارش کاملاً دقیق از درگیری های مسلحانه و حملات را دشوار ساخته است. به طور خاص، هر دو طرف تمایل دارند تعداد تلفات دشمن را زیاد و تعداد تلفات خود را کم گزارش دهند. برای رفع این محدودیت ها، هرگونه تلاشی برای ارزیابی دقیق تر از تعداد افرادی که در این درگیری کشته شده اند (به عنوان مثال شناسایی نام افراد درگذشته) انجام شده است. به طور کلی، به نظر می رسد که درگیری های کشنده عمدتاً بین دو نیروی مسلح صورت می گیرد. شمار غیرنظامیان کشته شده در این درگیری ها (60 نفر) کمتر از تلفات نیروهای امنیتی (249 نفر از پاسداران، پلیس و شبه نظامیان بسیج) و ستیزه جویان پژاک است.

متغیرها

جدول شماره 3، متغیرهای مورد استفاده در تجزیه و تحلیل آماری را به طور خلاصه نشان داده است. متغیر وابسته، یعنی «افراد جذب شده»، تعداد افراد جذب شدۀ متولد شده در یک منطقه در یکی از این سه دوره است: 1) قبل از 2004، 2) 2009-2004، و 3) 2016-2010 (n = 53 * 3 = 159 ). متغیر مستقل اصلی برای آزمون فرضیه 1 «کُرد سنی» است که یک اندازه گیری باینری است که نشان می دهد آیا جمعیت کردی در یک منطقه خاص، عمدتاً سنی است (به جای شیعه) یا خیر (20). این مدل ها شامل مجموعه ای از متغیرهای کنترلی در مورد شاخص های جمعیت شناختی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند. یک متغیر ساده، به نام «جمعیت کردی»، در محدوده بین 1 و 5، نسبت جمعیت کرد در یک منطقه را اندازه گیری می کند. یک نسبت بزرگتر از جمعیت کردی، یک منبع بزرگتر برای جذب نیروی ستیزه جو را نشان می دهد. متغیر دیگر نشان می دهد که آیا مردم کرد در یک منطقه به گویش کرمانجی کردی به جای گویش های سورانی یا گورانی صحبت می کنند یا خیر (21). تفاوت میان این دو گویش کردی ممکن است پیامدهای قابل توجهی برای جذب نیرو داشته باشد، زیرا پ.ک.ک در درجه اول از کردزبان های ترکیه که با گویش کرمانجی سخن می گویند تشکیل شده است. همچنين، مناطقی که هم مرز ترکيه و عراق هستند، جایی که پ.ک.ک حضور قوی ای دارد، ممکن است سطح بالاتري از بسیج کردی را داشته باشند. این تأثیر توسط «مرز» درک می شود، که یک متغیر ساختگی است.

پویایی منازعات، احتمالاً به دو دلیل باعث شکل گیری الگوهای جذب نیرو می شود. اول، خشونت های سیاسی و رویه های دولتی غیرماهرانه در یک منطقه درگیری، به اعتراض های مردمی کمک می کند و باعث می شود افراد بیشتری برای پیوستن به گروه های شورشی تحریک شوند (Tezcür 2016). دوم، درگیری های مسلحانه نشان می دهد که حضور شورشیان می تواند بر جمعیت محلی، از طریق تشویق و تحریک، تأثیر گزارده و این شورشیان می توانند مردم محلی را برای الحاق به مبارزات خود جذب و بسیج کنند (Kalyvas 2006). «تلفات»، که از داده های رویدادهای خشونت آمیز توصیف شده در بالا به دست آمده است، شامل تعداد افراد، نیروهای امنیتی، ستیزه جویان و غیرنظامیانی است که در یک منطقه و در یک دوره مشخص (در سال های 2009-2004 و 2016-2010) به دلیل درگیری های مسلحانه بین دولت ایران و ستیزه جویان پژاک کشته شده اند. دو نسخه متفاوت از متغیر تلفات به دلیل تخمین های متفاوت از تلفات پژاک توسط منابع ایرانی و کردی ارائه شده است: یک نسخه با استفاده از ادعاهای منابع ایرانی از تلفات پژاک (158 نفر) و یکی دیگر با استفاده از آمار مورد تأیید پژاک از تلفات خود (126 نفر).

از دو متغیر برای اندازه گیری وابستگی های سیاسی گذشته و جاری استفاده شده است. مناطقی که دارای سابقه شورش قومی و فعالیت های شورشی هستند، احتمالاً حمایت بیشتری از بسیج قومی نشان می دهند (Lange and Dawson 2009). در حالی که حزب دموکرات کردستان ایران نقش اصلی را در واقعه جمهوری مهاباد برای خود در نظر گرفته، دیگر سازمان های کُرد نیز نقشی برای خود در این رویداد تاریخی به عنوان بخش مرکزی هویت سیاسی کردی در ایران قائلند. در واقع، ریاست مشترک پژاک، سیامند معینی، پسر رهبر برجسته حزب دموکرات کردستان ایران است که در دهه 1960 کشته شد (22). متغیر «مهاباد» نشان می دهد که یک منطقه در سال 1946 تحت حکومت خودمختاری کردی قرار داشت. متغیر «اصلاح طلب» درصد آراء دریافت شده توسط کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری سال های 2005 (دور دوم)، 2009 و 2013 را نشان می دهد. در غیاب یک گزینه مناسب تر، از این متغیر برای اندازه گیری نارضایتی سیاسی نسبت به نظم سیاسی موجود استفاده می شود. در حالیکه شرکت در انتخابات می تواند یک شاخص قابل اعتمادتر در این زمینه باشد، هیچ اطلاعاتی در مورد تعداد رأی دهندگان ثبت شده در سطح منطقه وجود ندارد. «سواد» یک شاخص برای توسعه است (23). از یک طرف، مناطق کم توسعه یافته ممکن است سطوح بالایی از نارضایتی های اجتماعی و اقتصادی را داشته باشند که می تواند منجر به همدردی با یک سازمان ستیزه جوی قومی شود. از سوی دیگر، افراد جوان با سطوح بالاتری از تحصیلات، اما فقدان فرصت های تحرک اجتماعی به علت تعصب های قومی، ممکن است جذب بسیج قومی شوند، همانطور که در مورد شورشی های پ.ک.ک در ترکیه این پدیده روی داده است (Tezcür 2016). در نهایت، «جمعیت»، به معنی تعداد افرادی که در یک منطقه در سال 2011 زندگی می کنند، در این مدل ها گنجانده شده است (24).

تجزیه و تحلیل آماری

متغیر وابسته، «افراد جذب شده»، دارای مقادیری است که در محدوده بین صفر تا 34 قرار می گیرد و دارای 106 (67٪) مشاهده صفر از مجموع 159 مشاهده است. همچنین، این متغیر پراکندگی بیش از حد را نشان می دهد، به طوری که واریانس آن بیش از 2.3 برابر میانگین آن است (به شکل A.1 در ضمیمه نگاه کنید). این ویژگی ها نشان می دهد که انباشتگی در صفرها ممکن است یک فرآیند تولید متمایز داشته باشد که می تواند با رگرسیون دوجمله ای منفی متورم صفر (ZINB) مدل سازی شود (25). برخی از مشاهدات به دلایل نظری (صفرهای ساختاری) دارای صفر فرد جذب شده هستند، در حالی که دیگر صفرها می تواند به دلیل نمونه گیری باشد. می توان استدلال کرد که مشاهداتی که خارج از منطقه منازعه و با سطوح بسیار پایین جمعیت کردی هستند بیشتر احتمال دارد از نوع اول صفر باشند. دو متغیر مستقل، تلفات و جمعیت کردی، در معادله لاجیت و مدل دوجمله ای منفی متورم صفر اندازه گیری می شوند. برای اطمینان بیشتر، جدول 4 نیز نتایج یک رگرسيون غيردوجمله ای (NB) را گزارش می دهد.

شکل (1): جذب ستیزه جویان پژاک به تفکیک سنی- شیعه

نتایج مدل دوجمله ای منفی متورم صفر در ستون دوم گزارش شده است. متغیر اصلی مورد توجه، مثبت و معنی دار در سطح 001/0 است که حمایت تجربی از فرضیه 1 ارائه می دهد. مناطقی که در آن کردهای سنی اکثریت دارند، دارای تعداد بیشتری از افراد جذب شده نسبت به مناطقی هستند که از تمرکز بالای کردهای شیعه برخوردارند. مدل دوم بر اساس یک رگرسيون غيردوجمله ای، نتيجه هاي سازگار را ايجاد مي کند؛ یعنی ضریب متغیر کرد سنی مثبت و معنی دار است. همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است، یک منطقه با اکثریت کردهای غیر سنی در یک دوره معین، دارای جذب نیروی پیش بینی شده تنها 0.04 است. در مقابل، یک منطقه با اکثریت کردهای اهل سنت در یک دوره دارای جذب نیروی پیش بینی شده 0.26 است، یعنی تفاوت 6.5 برابر است. این یافته ها نشان می دهد که ملی گرایی قومی کردی در میان کردهای شیعه پایه بسیار ضعیف تری از برادران قومی سنی آنها در ایران دارد.

شکل (2): تأثیر وابستگی مذهبی بر جذب شورشیان

هر دو مدل، ضرایب مثبت و معنی دار برای جمعیت (لگاریتم) را نشان می دهند. جای تعجب نیست که مناطق پرجمعیت تر تعداد افراد جذب شده بیشتری را نشان می دهند. متغیرهای تلفات و سواد در هر دو مدل ضرایب ناچیزی دارند. جذب نیروی شورشی کرد تنها در مناطق درگیری شناخته شده و یا مناطق بیشتر توسعه نیافته صورت نمی گیرد. در عین حال، متغیر تلفات، در ضریب منفی و معنی دار در بخش لوجیت از مدل دوجمله ای منفی متورم صفر نشان می دهد که هیچ جذب نیرویی از مناطق خارج از منطقه درگیری رخ نداده است. یافته ها برای سایر متغیرهای مستقل بیشتر درهم آمیخته هستند. در حالی که متغیر جمعیت کرد کرمانجی، تأثیر تنوع زبانی را اندازه گیری می کند و متغیر مهاباد تأثیر میراث تاریخی ملی گرایی کردی را اندازه گیری می کند، این متغیرها که در مدل یک مثبت و معنی دار هستند، اما آنها در مدل دو ناچیز هستند. در مقابل، متغیر مرز که تأثیر پویایی فرامرزی را اندازه گیری می کند و متغیر اصلاح طلب که نارضایتی های سیاسی را اندازه گیری می کند در مدل دوم معنی دار هستند، اما در مدل اول معنی دار نیستند. به دلیل اینکه این متغیرها به خصوصیات مدل های مختلف حساس هستند، تفسیر آنها باید با احتیاط انجام شود.

یک سری از آزمون های اعتباری برای اطمینان از اینکه یافته های مربوط به متغیر کرد سنی به علت مشخصات مدل نیست، انجام می شود. نخست، مدل اول با در نظر گرفتن نسخه قدیمی جذب نیرو اجرا شده است، باتوجه به اینکه شبکه های همبستگی جذب موجود احتمالاً نسخه جذب نیروی جدیدتری در طول زمان ایجاد می کنند. اندازه نمونه به 106 مورد کاهش می یابد، زیرا مشاهدات در اولین دوره تجزیه و تحلیل کاهش می یابد. دوم، مدل اول با یک نمونه کاهش یافته از مناطق کردی (147#) اجرا می شود، و تنها مناطقی از آذربایجان، کردستان، کرمانشاه و ایلام (با مستثنی کردن چهار منطقه از همدان) که غلظت بالایی از جمعیت کردی دارند را دربر می گیرد. سوم، شاخص های جایگزین شدت درگیری (به جای تلفات کل)، غیر نظامیان، نیروهای امنیتی و مرگ ستیزه جویان (هر دو نسخه) در مدل های جداگانه ای استفاده می شود. در نهایت، نسبت آراء نامعتبر در انتخابات ریاست جمهوری برای اندازه گیری نارضایتی سیاسی به جای رأی به کاندیداهای اصلاح طلب استفاده می شود. در تمامی این مدل ها، ضریب متغیر کرد سنی همواره مثبت و معنی دار در سطح 0.001 می باشد.

از آنجایی که این یافته ها بر اساس تجزیه و تحلیل در سطح منطقه ای است، می توان گفت که این یافته ها احتمالاً از خطای اکولوژیکی رنج می برند. افرادی که به گروه های شورشی کردی می پیوندند می توانند شیعیانی باشند که در مناطقی با جمعیت غالب سنی زندگی می کنند. این احتمال را نمی توان در وضعیت عدم وجود اطلاعات دقیق تر در مورد وابستگی مذهبی ستیزه جویان در مجموعه داده ها، کاملاً نادیده گرفت. با این وجود، با توجه به الگوهای جمعیت شناختی، این الگو نیز بسیار غیرمحتمل است. اقلیت های شیعه در بیشتر نواحی با اکثریت جمعیت کرد اهل سنت، عمدتاً از قومیت آذری هستند تا کُرد.

نتایج

این پرسش که چگونه اختلافات درون گروهی قومی بر الگوهای بسیج سیاسی در میان اعضای گروه تأثیر می گذارد، برای درک دقیق تر رابطه میان هویت قومی و درگیری های سیاسی مهم است. این مقاله با توجه به تأثیر هویت های  مذهبی بر بسیج خشونت آمیز در میان کردهای ایران، این پرسش را مورد توجه قرار داده است. همچنین این مقاله تحلیل تجربی دقیق تری از تحولات سیاسی اجتماعی  قوم‌گرایی کُردی در ایران نسبت به تحلیلی که معمولاً در ادبیات تحقیق هایی از این دست یافت می شود ارائه می دهد. در حالی که دولت ایران تنوع قومی خود را به گونه ای مدیریت کرده است تا تهدیدات نسبت به ثبات سیاسی خود (به ویژه در مقایسه با همسایگانش در عراق و ترکیه) را به حداقل برساند، نارضایتی های قومی همچنان منبع مهمی از نارضایتی سیاسی است ‌. این تحقیق یک رویکرد نهادی به قومیت را توسعه می دهد تا نشان دهد که سیاست های دولت ایران بر اساس هویت مذهبی است که این‌ مسئله به بسیج قومی در میان اقلیت کرد ایران (سنی) هم کمک کرده و هم آن را محدود می کند.

تجزیه و تحلیل تجربی نشان می دهد که کردهای سنی، که تحت محرومیت توأمان قرار دارند، حمایت بیشتری از شورش سکولار پژاک نسبت به شهروندان شیعه نشان می دهند که به نظر می رسد از سطح بالاتری از دسترسی سیاسی برخوردار باشند. این یافته، چالشی برای این ادعا است که «ثابت شده است که ملی گرایی قومی کردی نیروی قویتری نسبت به هرگونه شکاف مذهبی باشد که ممکن است در میان کردهای ایران وجود داشته باشد» (Entessar 2014b: 234).

یافته های ما نشان می دهد که بسیج قومی در میان کردها در ایران و ترکیه دارای الگوهای متضاد است. در ترکیه، تفاوت های مذهبی میان کردها تأثیر محدودی بر الگوهای بسیج ملی گرایانه آنها دارد (26). اَشکال غیر خشونت آمیز و خشونت آمیز ملی گرایی کردی جاذبه قوی ای در میان بخش های بزرگی از کردهای علوی و اهل سنت دارد. علاوه بر این، تلاش دولت ترکیه در راستای بهره گیری از مذهب به عنوان یک عامل پیوند مشترک میان گروه های قومی ترک و کرد، به ویژه در سال های اخیر، موفقیت چندانی نداشته است (Sarigil and Karakoc 2016). در عین حال، حمایت از ملی گرایی قومی در میان کردهای ترکیه نیز ظاهراً توسط الگوهای مختلف دسترسی به قدرت سیاسی شکل گرفته است. کردهایی که در مناطقی با سطوح بالاتر دسترسی به موقعیت های اجرایی مانند وزیر و استاندار زندگی می کنند، سطوح پایین تری از حمایت از اشکال انتخاباتی و خشونت های ملی گرایی کردی را نشان می دهند (Tezcür and Gurses 2017). به همین ترتیب، این مقاله نشان می دهد که سطح بالاتر جذب شورشیان کرد در مناطق سنی نشین در ایران نسبت به مناطق شیعه نشین کردی، منعکس کننده سطوح پایین تر نمایندگی سیاسی کردهای سنی در جمهوری اسلامی است. از این رو، درهم آمیختن مرزهای ملی شیعه و ایرانی (Brubaker 2012, 9) به وفاداری سیاسی بیشتر در میان کردهای شیعه کمک می کند.

پژوهش های آینده می تواند به نواقص این مطالعه پرداخته و به پیشبرد شناخت علمی از سیاست های قومی در ایران منجر شود. نخست، تعمیم این مطالعه به افرادی که به صفوف حزب دموکرات کردستان ایران و کومله پیوسته اند، مفید خواهد بود. حتی اگر مشاهدات تاریخی حاکی از آن باشد که حمایت از آنها محدود به مناطق کردی سنی است، مهم است که اطلاعات تجربی سیستماتیکی در مورد پایگاه های اجتماعی حامی آنها، با توجه به تاریخچه طولانی تر این گروه ها نسبت به پژاک، جمع آوری شود. دوم، تفاوت های میان دسترسی سنی ها و شیعیان به قدرت سیاسی در ایران باید به طور سیستماتیک بررسی شود. تفاوت مذهبی در دسترسی به قدرت ممکن است دلیل اصلی ای باشد که توضیح می دهد چرا بسیج قومی جاذبه کمتری، به عنوان مثال، در میان شیعیان آذری دارد. در مقابل، عدم نمایندگی سیاسی معنی دار، احتمالاً حمایت از گروه های قومی و مذهبی ستیزه جو را در میان سایر اقلیت های سنی ایران مانند بلوچ ها و برخی اعراب تقویت می کند (27). سوم، نابرابری مذهبی ممکن است یک بعد اقتصاد سیاسی نیز داشته باشد. بررسی سیاست های منطقه ای دولت ایران در این رابطه بسیار مفید خواهد بود. به طور خاص، آیا مناطق عمدتاً سنی به طور قابل توجهی سرمایه گذاری دولتی کمتری را نسبت به مناطق عمدتاً شیعه، با ویژگی های اجتماعی اقتصادی مشابه، دریافت می کنند؟ در نهایت، اتخاذ یک رویکرد فراملی برای مقایسه محدود و گستردگی جنبش کردی و بهره گیری از داده های ناحیه ای، بینش جدیدی در مورد تأثیرات نمایندگی سیاسی بر بسیج ستیزه جویانه، با میزان بیشتری از اعتبار خارجی، ارائه می دهد.

یادداشت ها:

1. یك نشانگر بسیار برجسته برای هویت سنی در ایران، اسامی افراد (مانند عثمان و عمر) است كه به خلیفه هایی مربوط می شود كه توسط شیعیان مورد لعن قرار گرفته اند. به گفته یکی از سرهنگ های کرد سنی که در زمان سلطنت پهلوی خدمت می کرد و در خلال انقلاب به شورشیان کُرد پیوست، برخی از افسران و سربازان اهل سنت نام های خود را تغییر دادند تا تحت آزار و اذیت قرار نگیرند (Prunhuber 2010, 53).

2. در این مقاله، قوم کُرد عمدتاً به عنوان افرادی تعریف شده اند که زبان مادری آنها یکی از گویش های کردی است. این تعریف از این مفهوم تبعیت می کند که: «واجد شرایط بودن برای عضویت [در یک گروه قومی] با ویژگی های مبتنی بر نژاد تعیین می شود» زیرا مهارت های زبانی در میان کردها به طور معمول از طریق مجراهای میان نسلی منتقل می شود (Chandra 2006: 400).

3. یک نشریه رسمی در سال 1960 جمعیت کردها را 6/5 درصد برآورد کرد (اداره کل آمار عمومی، 1960).

4. در این مقاله، سبک لاتین نویسی فارسی سازمان ملل متحد (http://www.eki.ee/wgrs/rom1_fa.htm) مورد استفاده قرار می گیرد، مگر آن که نویسندگان ایرانی نام های خود را به شیوه ای متفاوت بنویسند.

5. به گفته قاسملو، رهبر کُرد ایرانی، حدود 75 درصد از کردها در ایران، اهل سنت هستند (Ghassemlou 1980: 97).

6. اطلاعات در لینک زیر قابل دسترس است:

http://www.ostan-kd.ir/FA/ انتخابات-ریاست-جمھوری .

7. تلاش های رقبای ژئوپلیتیکی ایران، ایالات متحده، اسرائیل و عربستان سعودی در تحریک ناآرامی های قومی در این کشور فراتر از محدوده این مقاله است.

8. برای اطلاعات بیشتر بنگرید به:

http://ostan-kd.ir/FA/ استاندار .

9. برای اطلاعات بیشتر بنگرید به: http://www.rudaw.net/english/middleeast/iran/111020171.تمامی استانداران پیشین آذربایجان غربی غیربومی یا آذری بودند. بنگرید به: http://www.rudaw.net/english/middleeast/iran/11022017

10. http://www.bbc.com/persian/mobile/iran/2011/09/110905_u04_pjak.shtml.

11. مجموعه اطلاعات (Tezcür 2016) مربوط به ستیزه جویان شورشی کُرد (KIM) حاوی اطلاعات مربوط به 335 نیروی جذب شده متولد ایران می باشد. از میان 216 نفر از آنها که اطلاعات دقیق سال های خدمتشان در دسترس است، 187 نفر از آنها از سال 1999 به پ.ک.ک و سازمان های وابسته آن پیوسته اند. بنگرید به: http://www.tezcur.org/kim/.

12. https://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/06/iran-pjak-pkk-may-27-border-clash-syria-iraq-turkey.html.

13. به عنوان مثال، یک جنگنده ی.پ.گ. که در اواخر 2014 و در طول محاصره کوبانی به خاطر مهارتش در تک تیراندازی مشهور شد، یک کرد ایرانی اهل ارومیه بود. بنگرید به: http://www.businessinsider.com/meet-musa-the-sniper-scourge-of-isis-in-kobani-2015-10.

14. این اطلاعات از منابع مختلفی از جمله رسانه های غربی به روز مانند بی بی سی فارسی و گاردین، سازمان های حقوق بشری مانند عفو بین الملل و منابع اپوزیسیون ایرانی و کردی گردآوری شده اند (i.e., www.iranrights.org, www.hra-news.org). بسیاری از کردهای دیگر به اتهام مواد مخدر اعدام شدند.

15. http://observers.france24.com/en/20140110-iranian-al-qaeda-prisons-iran-religion-sunni-shia-syria.

16. گروهی از هواداران ایرانی دولت اسلامی (IS) در 7 ژوئن 2017 به پارلمان ایران و حرم امام خمینی حمله کردند. این اولین حمله الهام گرفته از دولت اسلامی در ایران بود. به جز یکی از حمله کنندگان، بقیه همه کرد سنی از شهر پاوه بودند.

17. همه داده های مورد استفاده در این مقاله در سایت www.tezcur.org. در دسترس عموم است.

18. نیروهای دفاع مردمی، واحد شرق کردستان و واحدهای مدافع خلق، به ترتیب، واحدهای نظامی پ.ک.ک.، پژاک و پ.ی.د. هستند.

19. این وب سایت ها عبارتند از: www.pjak.eu (با آدرس سابق www.pjak.org)، www.hpg-sehit.com, و www.ypgrojava.org. جزئیات بیوگرافی ستیزه جویان پ.ک.ک. که در ایران متولد شده اند از مجموعه داده های (Tezcür 2016) ستیزه جویان شورشی کرد (KIM) به دست آمده است.

20. در غیاب آمار رسمی و داده هایی در مورد برآورد پراکنش قومی و مذهبی جمعیت در غرب ایران، یک متغیر باینری بیش از یک متغیر عادی قابل اعتماد است. کدگذاری این متغیر و متغیرهای مربوط به جمعیت کرد و گویش های کردی بر مبنای منابع ثانویه است (جدول 3 را ببینید).

21. در حالی که میان متغیرهای سنی و نواحی که با گویش کرمانجی کردی سخن می گویند همبستگی وجود دارد (c = 0.46)، همپوشانی جغرافیایی بین آنها به هیچ وجه کامل نیست، بنابراین می توان نتیجه گرفت که قرار گرفتن آنها در مدل ها به صورت متغیرهای مجزا است.

22. مصاحبه با معینی (به زبان ترکی) را در این آدرس مشاهده کنید: https://firatnews.com/Kurdistan/pjak-esbaskani-muini-barzani-somurgecilere-hizmet-ediyor-86867

23. یکی دیگر از شاخص ها، سطح شهرسازی در سال 2011 است. این متغیر در مدل های دوجمله ای منفی متورم صفر (ZINB) و دوجمله ای منفی (NB) بسیار ناچیز است. هر دو متغیر از مرکز آمار ایران اخذ شده اند.

24. این متغیر، با توجه به توزیع مورب مثبت آن، به لگاریتم تبدیل شده است.

25. یک آزمون نسبت راستی نمایی معنی دار نشان می دهد که دوجمله ای منفی متورم صفر (ZINB) بیش از رگرسیون پواسون متورم صفر است؛ یک آزمون وونگ نشان می دهد که دوجمله ای منفی متورم صفر (ZINB) بیش از رگرسیون دو جمله ای منفی است (Long and Freese 2006).

26. یک استثناء این است که کردهای سنی ای که به مکتب حنفی از فقه اسلامی معتقد هستند کمتر از کردهای سنی معتقد به مکتب شافعی، پذیرای ملی گرایی کردی هستند (Sarigil and Fazlioglu 2014).

27. اکثر اعراب در ایران شیعی هستند، اما بازهم اقلیت قابل توجهی از اعراب سنی وجود دارد.

کتابشناسی:

Abrahamian, Ervand. 1982. Iran between Two Revolutions. Princeton, NJ: Princeton University Press.

Aghajanian, Akbar. 1983. ‘Ethnic Inequality in Iran: An Overview’, International Journal of Middle East Studies 15, 2: 211-24.

Ahmadzadeh, Hashem, and Gareth Stansfield. 2010. ‘The Political, Cultural, and Military Re-Awakening of the Kurdish Nationalist Movement in Iran’, Middle East Journal 64, 1: 11-27.

Aliakbari, Mohammad, Mojtaba Gheitasi, and Erik Anonby. 2015. ‘On Language Distribution in Ilam Province, Iran’, Iranian Studies 48, 6: 835-50.

Ateş, Sabri. 2014. ‘In the Name of the Caliph and the Nation: The Sheikh Ubeidullah Rebellioin of 1880-81’, Iranian Studies 47, 5: 735-98.

Boone, Catherine, and Lydia Nyeme. 2015. ‘Land Institutions and Political Ethnicity in Africa: Evidence from Tanzania’, Comparative Politics 48, 1: 67-85.

Bormann, Nils-Christian, Lars-Erik Cederman, and Manuel Vogt. 2017. ‘Language, Religion, and Ethnic Civil War’, Journal of Conflict Resolution 61, 4: 744-71.

Brubaker, Roger. 2012. ‘Religion and Nationalism: Four Approaches’, Nations and Nationalism 18, 1: 2-20.

Cederman, Lars-Erik, and Kristian Skrede Gleditsch. 2009. ‘Introduction to Special Issue on “Disaggregating Civil War”’, Journal of Conflict Resolution 53, 4: 487-95.

Cederman, Lars-Erik, Andreas Wimmer, and Brian Min. 2010. ‘Why Do Ethnic Groups Rebel? New Data and Analysis’, World Politics 62, 1: 87-119.

Chamanara, Behrooz. 2013. `An Investigation into the Kurdish Genre of the Shāhnāma and its Religious Dimensions’, Journal of Persianate Studies 6, 1-2: 163-77.

Cottam, Richard W. 1979. Nationalism in Iran. Updated through 1978. Pittsburg: University of Pittsburg Press.

Chandra, Kachan. 2006. ‘What is Ethnic Identity and Does it Matter?’ Annual Review of Political Science 9: 397-424.

Denny, Elaine K., and Barbara Walter. 2014. ‘Ethnicity and Civil War’, Journal of Peace Research 51, 2: 199-212.

Eagleton, William. 1963. The Kurdish Republic of 1946. London: Oxford University Press.

Edāre Kolleh Āmāre Umumi. 1960. Amar dar Iran. Tehran: Iran’s Statistical Center.

Elling, Christian Rasmus. 2015. ‘Tribal Hands and Minority Votes: Ethnicity, Regionalism and Elections in Iran’, Ethnic and Racial Studies 38, 4: 2534-50.

Entessar, Nader. 2014a. ‘Between a Rock and a Hard Place: The Kurdish Dilemma in Iran’ in David Romano and Mehmet Gurses (eds), Conflict, Democratization, and the Kurds in the Middle East: Turkey, Iran, Iraq, and Syria. 211-34. New York: New York: Palgrave Macmillan.

Entessar, Nader. 2014b. ‘The Kurds in Iran: The Quest for Identity’ in Ofra Bengio (ed), The Kurdish Awakening: Nation Building in a Fragmented Homeland. 233-51. Austin, TX: University of Texas Press.

Eppel, Michael. 2016. A People without State: The Kurds from the Rise of Islam to the Dawn of Nationalism. Austin, TX: University of Texas Press.

Esteban, Joan and Ray, Debraj. 2008. ‘On the Salience of Ethnic Conflict’, American Economic Review 98, 5: 2185-2202.

Ezzatyar, Ali. 2016. The Last Mufti of Iranian Kurdistan. New York: Palgrave Macmillan.

Fearon, James D. 2006. ‘Ethnic Mobilization and Ethnic Violence’ in Barry R Weinger and Donald A Wittman (eds), The Oxford Handbook of Political Economy. 852-68. New York: Oxford University Press.

Ghassemlou, Abdul Rahman. 1980. ‘Kurdistan in Iran’ in Gerard Chaliand (ed) A People without Country: The Kurds & Kurdistan. 95-121. London: Zed Books.

Göner, Özlem. 2016. ‘Histories of 1938 in Turkey: Memory, Consciousness, and Identity of Outsiderness’, International Review of Qualitative Research 9, 2: 228-260.

Gubler, Joshua R. and Selway, Joel S., 2012. ‘Horizontal Inequality, Crosscutting Cleavages, and Civil War’, Journal of Conflict Resolution 56, 2: 306-232.

Gunter, Michael M. 2004. ‘The Kurdish Question in Perspective’, World Affairs 166, 4: 197-205.

Haghpanah, Ja’far. 1999. ‘Payamadhaye Amniyatiye Bazdashte Rahbare Kordhaye Turkiye dar Manateghe Kurdneshine Iran’, Faslname Motalleate Rahbordi 5&6: 185-200.

Hale, Henry. 2008. ‘Explaining Ethnicity’, Comparative Political Studies 37, 4: 458-85.

Hassanpour, Amir. 1992. Nationalism and Language in Kurdistan: 1918-1985. San Francisco: Mellen Research University Press.

Hechter, Michael. 2000. Containing Nationalism. New York: Oxford University Press.

Hiltermann, Joost R. 2007. A Poisonous Affair: America, Iraq, and the Gassing of Halabja. New York: Cambridge University Press.

Humphreys, Macartan and Weinstien, Jeremy M. 2006. ‘Handling and Manhandling Civilians in Civil War’, American Political Science Review 100, 3: 429-47.

Hushmand, Ehsan. 2005. ‘Negareshi Jāme-shenakhti bar Sheklgiriye Hezbe Demokrate Kordestan’, Cheshm-andaze Iran (fall): 75-108.

IranCarto n.d. “Kurdish Villages (smoothed data).” Mondes Iranian et Indien. http://www.irancarto.cnrs.fr/record.php?q=AR-040521&f=local&l=en.

Kalyvas, Stathis N. 2006. The Logic of Violence in Civil War. New York: Cambridge University Press.

Koohi-Kamali, Farideh. 2003. The Political Development of the Kurds in Iran: Pastoral Nationalism. New York: Palgrave Macmillan.

Jalāipur, Hamidreza. 2006. ‘Faraz va Forude Jonbeshe Kordi dar Iran’, Motaleāte Melli 26: 81-107.

Jwaideh, Wadie. 1999. Kürt Milliyetçiliğinin Tarihi: Kökenleri ve Gelişimi. İstanbul: İletişim.

Laitin, David. 1998. Identity in Formation: The Russian-speaking Populations in the Near Abroad. Ithaca, NY: Cornell University Press.

Lange, Matthew and Dawson, Andrew. 2009. ‘Dividing and Ruling the World? A Statistical Test of the Effects of Colonialism on Postcolonial Civil Violence’, Social Forces 88, 2: 785-817.

Lieberman, Evan S. and Singh, Prerna. 2012. ‘The Institutional Origins of Ethnic Violence’, Comparative Politics 45, 1: 1-24.

Long, J. Scott and Jeremy Freese. 2006. Regression Models for Categorical Dependent Variables Using Stata. 2nd ed. College Station, TX: Stata Press.

Mcdowall, David. 1997. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris.

Momen, Moojan. 1985. An Introduction to Shiʻi Islam. New Haven, CT: Yale University Press.

Prunhuber, Carol. 2010. The Passion and Death of Rahman the Kurd: Dreaming Kurdistan. Bloomington: iUniverse.

Reynal-Querol, Marta. ‘Does Democracy Preempt Civil Wars?’ European Journal of Political Economy 21: 445-65.

Roosevelt Jr, Archie. 1947. ‘The Kurdish Republic of Mahabad’, The Middle East Journal 1, 3: 247-69.

Sambanis, Nicholas, and Moses Shayo. 2013. ‘Social Identification and Ethnic Conflict’, American Political Science Review 107, 2: 294-325.

Saleh, Alam. 2013. Ethnic Identity and the State in Iran. New York: Palgrave Macmillan.

Sarigil, Zeki, and Omer Fazlioglu. 2014. ‘Exploring the Roots and Dynamics of Kurdish Ethno-nationalism in Turkey’, Nations and Nationalism 20, 3: 436-58.

Sarigil, Zeki, and Ekrem Karakoc. 2016. ‘Who Support Secession? The Determinants of Secessionist Attitudes among Turkey’s Kurds’, Nations and Nationalism 22, 2: 325-46.

Tezcür, Güneş Murat. 2016. ‘Ordinary People, Extraordinary Risks: Participation in an Ethnic Rebellion’, American Political Science Review 110, 2: 247-64.

Tezcür, Güneş Murat, and Mehmet Gurses. 2017. ‘Ethnic Exclusion and Mobilization: The Kurdish Conflict in Turkey’, Comparative Politics 49, 2: 213-30.

Vali, Abbas. 2014. Kurds and the State in Iran: The Making of Kurdish Identity. London: I.B. Tauris.

Van Bruinessen, Martin. 1986. ‘The Kurds between Iran and Iraq’, MERIP Middle East Report 141: 14-27.

Van Bruinessen, Martin. 2003. Ağa, Şeyh, Devlet. İstanbul: İletişim.

Watts, Nicole. 2010. Activists in Office: Kurdish Politics and Protest in Turkey. Seattle: University of Washington Press.

Wimmer, Andreas. 2008. ‘Elementary Strategies of Ethnic Boundary Making’, Ethnic and Racial Studies 31, 6: 1025-55.

ضمیمه:

شکل A.1 هیستوگرام متغیر مستقل- جذب شبه نظامیان کُرد

اخبار مرتبط



نوشته نخست

اقتدار و توسعه

چند نکته در باب دولتِ مقتدر توسعه‌گرا

سالار سیف‌الدینی: اقتصاددان ها، سیاسیون و جامعه شناس‌ها یا بسیاری از روزنامه‌نگاران بارها در مورد «توسعه» همه جانبه سخن گفته اند. برخی توسعه سیاسی را پیش نیاز توسعه اقتصادی می‌دانند و برخی دیگر برعکس توسعه اقتصادی را در اولویت قرار می دهند. هر کدام از دو گروه نیز دلایل متقن و قابل توجهی عرصه می کنند.  اما چه کسی قرار است برنامه توسعه سیاسی یا اقتصادی را پیش ببرد؟ پاسخ دشوار نیست: «دولت». ولی دولت(نظام سیاسی) چگونه می‌تواند توسعه نظام مند را به عنوان الگوی راهبردی محقق سازد؟ پاسخ آن هم دشوار نیست: برنامه ریزی یا آنچه که سیاست‌گذاری می نامیم. اما مگر نه این است که تا کنون دستکم در حوزه اقتصاد، سیاست گذاری‌های دقیقی برای پیشبرد برنامه های توسعه ای تدوین شده است؟ چند درصد از برنامه های توسعه ای که از دهه چهل تا به امروز تدوین و اجرایی شده است محقق شده اند؟ چه میزان از اسناد چشم انداز توسعه به وضعیت آرمانی نزدیک شده اند؟ پاسخ هر چه باشد، امیدوار کننده نیست. شاید نقطه عزیمت اصلی باید یافتن همین پاسخ برای چرایی این ناکامی باشد. چرا سیاست‌گذاری های موجود کامیاب نبودند؟  اگر فعلا فرض را بر اولویت توسعه سیاسی بر اقتصادی قرار دهیم،شاید بتوان فرمولی در این زمینه مشخص کرد که آینده ای بهتر را به تصویر می‌کشد. تجربه های تاریخی دولت مقتدر توسعه‌گرا، تجربه ای است که بسیاری از کشورها را به سلامت به وادای توسعه رسانده است. مطالعه در کشورهایی که در چند دهه گذشته به توسعه سیاسی و اقتصادی مطلوب رسیده اند، نشانگر تجربه موفق دولت مقتدر توسعه گرا در این وادی بوده است. از کره جنوبی تا مالزی یا ترکیه حتی برخی کشورهای پساشوروی یک دوره کوتاه پیشا دموکراسی را تجربه کرده و سپس وارد توسعه سیاسی- اقتصادی شدند.  پیش نیاز جامعه دموکراتیک، وجود دولت مقتدری است که آرمان توسعه را در میان مدت ( طرح چند ساله) در دستور کار قرار داده باشد. دولتی مبتنی بر دیوان سالاری قدرتمند و سریع، توانِ دفاعی و استقلال نسبی در عرصه تصمیم‌گیری بین المللی است. تنها یک دولت قدرتمند که در عمل و نه شعار، خواهان توسعه باشد، اراده ای جدی برای مقابله  فساد داشته باشد و امتیازهای گروهی و شخصی را الغاء،و اقدام به سیاست گذاری کند، قادر به حصول توسعه کامل است. دولت های ضعیف و بی برنامه نه قادر به برنامه ریزی اند و نه قادر به سیاست گذاری. لازمه سیاست‌گذاری به نظر می رسد لازمه زمان بندی و سیاست های توسعه ابتدا اصلاح ساختار دولت و دیوان به شکلی است که بتوان دولتی مقتدر و توسعه‌گرا را در کمترین زمان ممکن پیکربندی کرد. دلیل این تقدم این است که بدون وجود ساختار مطلوب، امکان اجرای هیچ برنامه ای نیست. اگر برنامه های توسعه قبلی شکست خورده اند دلیل آن فقدان همین وصف است. نظام سیاست‌گذاری از سه رکن اصلی تشیکل می شود. در نبود هریک از ارکان این مثلث هر نوع سیاست‌گذاری احتمالا به شکست خواهد انجامید و یا نیمه کاره رها خواهد شد. این ارکان عبارت اند از: متن سیاست گذاری، یا برنامه توافق شده در ارکان تصمیم گیری، دیوان سالاری منظم، سریع و مبتنی بر سلسله مراتب و در ...