رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
  • السبت ۳ شوال ۱۴۴۲
  • 2021 Saturday 15 May
حملات خارجی صورت گرفته به ایران در طول تاریخ

بیشترین حمله های نظامی به کشور از کدام ناحیه جغرافیایی رخ داده است؟

بر اساس داده های موجود از دهلیز شمالغرب 79 حمله به کشور صورت گرفته است. که 11 مورد آن از قفقاز و 68 مورد از سرزمینی کنونی ترکیه بوده است.

سرزمین ایران در گذر تاریخ در معرض حمله بیگانگان زیادی قرار داشته است. ولی ایرانیان همواره در حفظ زبان، فرهنگ و استقلال سیاسی خود موفق بوده اند. ایران در طول تاریخ خود بارها در مقابل طوفان حوادث و تهاجمات بنیان‌کن، صبر پیشه کرده و پس از مدت یدوباره به چا خواسته و همچنان به حیات خود ادامه داده اند.

به نظر دکتر یدالله کریمی پور، بیشترین درگیری های نظامی در محورهای شمال شرقی و شمال غربی ایران روی داده است. در یک مطالعه تاریخی درباره جهات تهاجم خارجی به کشور ایران و بالعکس، از دوره هخامنشیان تا کنون، آمار زیر ارائه شده است.

  1. در محور شمالشرق: 61 حمله به داخل، 51 حمله به خارج
  2. در محور شمالغربی: 68 حمله به داخل، 60 حمله به خارج
  3. در محور جنوبغربی: تنها 6 حمله به داخل
  4. در محور غربی: 58 حمله به داخل و 48 حمله به خارج
  5. در محور جنوبی (خلبج فارس): 17 حمله به داخل و 6 حمله به خارج
  6. در محور شمالی ( شرق دریای مازندران): 11 حمله به داخل و 17 حمله به خارج
  7. در محور شمالی (غرب دریای مازندران): 11 حمله به داخل و 17 حمله به خارج
  8. در محور شرقی: تنها 23 حمله به خارج

طبق این آمار، ایرانیان در حدود 2 هزار و پانصد سال تاریخ خود، مجموعا 444 تجربه جنگی داشتند یعنی به طور متوسط هر 5.5 سال یک جنگ. این این تعداد 232 حمله از بیرون به فلات ایران و 212 حمله از داخل به خارج صورت گرفته است.

از ضلع های شمالی، غربی و جنوبی فلات ایران مجموعا 232 حمله به داهل ایران و از 189 حمله از داخل به خارج روی داده است. بدین ترتیب تعداد تهاجم ها به ایران به مراتب بیشتر از تهاجم به خارج از مرزها بوده و تنها از ضلع شرقی و جنوب شرقی به داخل ایران تهاجم واقع نشده است.  تهاجم های مزبور اعم از داخل و خارج، نشانگر تقابل ایرانیان ساکن فلات با اقوام و نیروهای برون فلاتی بوده است که در هر دو شکل آن بر همبستگی، موجودیت مستقل و هویت ایرانیان تاثیرگذاشته است و بقای مستمر تاریخی ایران به عنوان یک سازه سیاسی- فضایی را مورد تاکید قرار داده است.

بنابراین بر اساس داده های موجود از دهلیز شمالغرب 79 حمله به کشور صورت گرفته است. که 11 مورد آن از قفقاز و 68 مورد از سرزمینی کنونی ترکیه بوده است.

  • ایرانیان بیشترین جنگ را با کدام دولت تجربه کردند؟

ایران و ترکیه 452 کیلومتر مرز خشکی با یکدیگر دارند. در مجموعه از سال 1514 که سلطان سلیم به ایران حمله کرد (چالدران) تا دوره معاصر ایران و ترکیه 24 مورد جنگ و برخورد نظامی را تجربه کرده اند. بر اساس معاهده آماسیه بین ایران و عثمانی در سال 1555 میان شاه طهماسب و سلیمان قانونی عراق به عثمانی واگذار شد. این عهدنامه پس از جنگ های بیست ساله منعقد شده بود. عثمانی پس از مرگ شاه طهماسب با نقض عهدنامه آماسیه یکبار دیگر به ایران حمله کرد. دوره جدید جنگ های نیم قرن طول کشید. در نتیجه آن شاه عباس سرزمین عراق را از عثمانی پس گرفت. اما در دوران شاه صفی دوباره جنگ آغاز شد. شاه صفی تقاضای صلح کرد و به موجب عهدنامه قصر شیرین عراق برای همیشه از ایران جدا شد.

به موجب معاهده دوم ارزروم برای اولین بار مرزهای زمینی و آبی ایران با عثمانی به طور دقیق مشخص شد. این معاهده ها بعدها مبنای مذاکرات مرزی بین ایران، ترکیه و عراق قرار گرفت. ضمن اینکه منشا اختلافات مرزی ایران و عراق نیز در درون همین عهدنامه نهفته است. این قرارداد در زمان امیرکبیر منعقد شد اما عثمانی در پشت پرده ضمن تبانی با انگلیس و روس همیشه از مذاکرات مرزی مربوط به پروتکل ها فرار می کرد. در نهایت عهدنامه ارزروم هم نتوانست به مشکلات مرزی دو کشور خاتمه دهد.

در 1907 که قدرت های بزرگ دست به تقسیم ایران زدند، عثمانی از فرصت استفاده کرده و مهاباد را اشغال کرد.

  • این گفتار خلاصه ای از مباحث دکتر محمدرضا حافظ نیا در کتاب جغرافیای سیاسی ایران بود.

اخبار مرتبط



نوشته نخست

اقتدار و توسعه

چند نکته در باب دولتِ مقتدر توسعه‌گرا

سالار سیف‌الدینی: اقتصاددان ها، سیاسیون و جامعه شناس‌ها یا بسیاری از روزنامه‌نگاران بارها در مورد «توسعه» همه جانبه سخن گفته اند. برخی توسعه سیاسی را پیش نیاز توسعه اقتصادی می‌دانند و برخی دیگر برعکس توسعه اقتصادی را در اولویت قرار می دهند. هر کدام از دو گروه نیز دلایل متقن و قابل توجهی عرصه می کنند.  اما چه کسی قرار است برنامه توسعه سیاسی یا اقتصادی را پیش ببرد؟ پاسخ دشوار نیست: «دولت». ولی دولت(نظام سیاسی) چگونه می‌تواند توسعه نظام مند را به عنوان الگوی راهبردی محقق سازد؟ پاسخ آن هم دشوار نیست: برنامه ریزی یا آنچه که سیاست‌گذاری می نامیم. اما مگر نه این است که تا کنون دستکم در حوزه اقتصاد، سیاست گذاری‌های دقیقی برای پیشبرد برنامه های توسعه ای تدوین شده است؟ چند درصد از برنامه های توسعه ای که از دهه چهل تا به امروز تدوین و اجرایی شده است محقق شده اند؟ چه میزان از اسناد چشم انداز توسعه به وضعیت آرمانی نزدیک شده اند؟ پاسخ هر چه باشد، امیدوار کننده نیست. شاید نقطه عزیمت اصلی باید یافتن همین پاسخ برای چرایی این ناکامی باشد. چرا سیاست‌گذاری های موجود کامیاب نبودند؟  اگر فعلا فرض را بر اولویت توسعه سیاسی بر اقتصادی قرار دهیم،شاید بتوان فرمولی در این زمینه مشخص کرد که آینده ای بهتر را به تصویر می‌کشد. تجربه های تاریخی دولت مقتدر توسعه‌گرا، تجربه ای است که بسیاری از کشورها را به سلامت به وادای توسعه رسانده است. مطالعه در کشورهایی که در چند دهه گذشته به توسعه سیاسی و اقتصادی مطلوب رسیده اند، نشانگر تجربه موفق دولت مقتدر توسعه گرا در این وادی بوده است. از کره جنوبی تا مالزی یا ترکیه حتی برخی کشورهای پساشوروی یک دوره کوتاه پیشا دموکراسی را تجربه کرده و سپس وارد توسعه سیاسی- اقتصادی شدند.  پیش نیاز جامعه دموکراتیک، وجود دولت مقتدری است که آرمان توسعه را در میان مدت ( طرح چند ساله) در دستور کار قرار داده باشد. دولتی مبتنی بر دیوان سالاری قدرتمند و سریع، توانِ دفاعی و استقلال نسبی در عرصه تصمیم‌گیری بین المللی است. تنها یک دولت قدرتمند که در عمل و نه شعار، خواهان توسعه باشد، اراده ای جدی برای مقابله  فساد داشته باشد و امتیازهای گروهی و شخصی را الغاء،و اقدام به سیاست گذاری کند، قادر به حصول توسعه کامل است. دولت های ضعیف و بی برنامه نه قادر به برنامه ریزی اند و نه قادر به سیاست گذاری. لازمه سیاست‌گذاری به نظر می رسد لازمه زمان بندی و سیاست های توسعه ابتدا اصلاح ساختار دولت و دیوان به شکلی است که بتوان دولتی مقتدر و توسعه‌گرا را در کمترین زمان ممکن پیکربندی کرد. دلیل این تقدم این است که بدون وجود ساختار مطلوب، امکان اجرای هیچ برنامه ای نیست. اگر برنامه های توسعه قبلی شکست خورده اند دلیل آن فقدان همین وصف است. نظام سیاست‌گذاری از سه رکن اصلی تشیکل می شود. در نبود هریک از ارکان این مثلث هر نوع سیاست‌گذاری احتمالا به شکست خواهد انجامید و یا نیمه کاره رها خواهد شد. این ارکان عبارت اند از: متن سیاست گذاری، یا برنامه توافق شده در ارکان تصمیم گیری، دیوان سالاری منظم، سریع و مبتنی بر سلسله مراتب و در ...