رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹
  • الإثنين ۹ ربيع أول ۱۴۴۲
  • 2020 Monday 26 October
آنچه جغرافیا و نقشه درباره تنگه ها می گوید:

جنبه‌های ژئواستراتژیک تنگه‌هرمز

نگه‌ی هرمز به دلیل واقع شده در قسمت انتهایی جدار نازک ریملند، محل انطباق خطوط دفاعی دو قدرت بری و بحری است. یعنی خط دفاعی قدرت بری و خط دفاعی قدرت بحری در تنگه‌ی هرمز بر هم منطق می‌شود در نتیجه هر دو قدرت بر کنترل آن نظر داشتند.

محمد حسن نامی: تنگه هرمز آبراهی باریک و از نظر استراتژیکی مهم است که دریای نیمه بسته خلیج فارس را از راه دریای عمان به اقیانوس هند و خطوط کشتیرانی بین المللی آزاد پیوند می دهد. تنگه هرمز حدود 100 مایل دریایی (182 کیلومتر) طول دارد. در ساحل شمالی آن ایران و در ساحل جنوبی شبه جزیره مسندام متعلق به عمان قرار دارد. تنگه هرمز هلالی شکل است که قوس آن رو به شمال و به ظرف فلات ایران قرار دارد در نتیجه منطقه ساحلی بیشتری در کشور ایران قرار دارد (حافظ نیا،1382: 161). فاصله میان جزایر ایرانی لارک در بخش شمالی و جزیره عمانی قوئین زرگ در بخش جنوبی ک باریک ترین قسمت این آبراهه می باشد 21 مایل دریایی(38.9 کیلومتر) است. عرض تنکه هرمز حداقل 56 و حداکثر 180 کیلومتر می باشد و حداکثر عمق آن 115 متر است (ملک زاده،1383: 40). روزانه بین 20 الی 70 تانکر و حدود 60 درصد ترافیک تانکرهای نفتی دنیا از میان تنگه هرمز می گذرد.

تنگه هرمز بین کناره های غربی و شمالی شبه جزیره المُسَندم و جزیره های مقابل آن یعنی خارک و هرمز و قمست شرقی جزیره قشم قرار گرفته است. عمیق ترین نقاط خلیج فارس در حوالی تنگه هرمز است که به حدود صد متر می رسد. ععمق آب در کناره جزیره لارک 36 متر و در مجاورت جزیره المسندم 144 متر است. عمق تنگه از شمال به جنوب و از غرب به شرق افزایش می یابد… دو خط کشتیرانی عمده به عرض 4 کیلومتر که به وسیله یک باریکه امنیتی از هم جدا شده اند در تنگه وجود دارد. ورود به خلیج فارس از خط شمالی و در قسمتی از آب های ساحلی ایران زیر لارک و قشم واقع شده و خروج از آن نیز از خط جنوبی در شمال راس المسندم و پایگاه الخساب صورت می گیرد. (شاهکار،1372: 106).

موقعیت تنگه هرمز، منبع: Geopolitical Futures

جنبه های ژئواستراتژیکی تنگه هرمز عبارت اند از:

الف) با قرار داشتن در مسیر انتقال نفت مورد نیاز غرب: این منطقه به‌عنوان یک نقطه کنترل و اعمال فشار (به دلیل وابستگی اروپا به نفت خلیج فارسی و نیز بازار مصرف ثروتمند آن)، بخش حساسی از شبکه حمل و نقل دریایی اروپا را تشکیل می‌دهد. از تنگه‌ی هرمز به‌عنوان نقطه کنترل و اعمال فشار که اهمیت استراتژیک خاصی نیز دارد یاد می‌شود. زیرا قطع عبور نفت از آن، جهان را با بحران سختی روبرو می‌کند و اهرمی است که به کمک آن می‌توان به منافع استراتژیک امریکا و قدرت بحری آسیب جدی وارد ساخت.

ب) تکیه‌گاه دفاعی شبیه‌جزیره عربستان: شبه‌جزیره عربستان سه نقطه کنترل و دفاعی دارد که دفاع از شبه‌جزیره را آسان می‌کند. این سه نقطه عبارتند از: تنگه‌ی باب‌المندب، کانال سوئز و تنگه‌ی هرمز که هم برای قدرت دریایی در مقابله با قدرت بری، و هم برای قدرت بری در مقابله با قدرت دریایی نقش دفاعی مناسبی دارد.

ج) واقع‌شدن در ابتدای دهلیز فلات ایران: تنگه‌ی هرمز در مسیر ارتباط به داخل فلات ایران قرار دارد.

د) قرار داشتن در موقعیت مناسب برای ورود قدرت بری به شبه‌جزیره عربستان: با توجه به اهداف قدرت بری که احساس به بخش شمالی اقیانوس هند تا حد خط فرضی جنوب هندوستان به اتیوپی را در نظر داشت و رسیدن به این هدف که ورود به شبه جزیره عربستان و اشغال آن را ضروری می‌نمایاند، بهترین راه برای تهاجم به شبه‌جزیره، عبور از تنگه‌ی هرمز و تصرف شمال شرق آن است. شمال شرق شبه‌جزیر با ارتفاعات مناسب رئوس‌الحیال و غیره امکان تسلط بر بخش عمده شبه‌جزیره و بر دریای عمان را برای قدرت بری فراهم می‌سازد.

هـ) قرار گرفتن در موقعیت پخش بحران به صحنه عملیات اقیانوس کبیر: ژنرال کاستکی براساس عوامل جغرافیایی، جهان را به سه صحنه عملیاتی تقسیم می‌کند و برای هر یک از صحنه‌های مزبور یک مرکز و تعدادی شاخک قائل است. وی اهمیت شاخک‌ها را بیش از مرکز می‌داند و معتقد است جنگ از شاخک‌ها آغاز و سپس به صحنه عملیات کشیده می‌شود بنابراین باید جنگ را در داخل شاخک محصور نمود و اجازه نداد که از شاخک به صحنه عملیات کشیده می‌شود، زیرا به درگیری دول و بروز جنگ جهانی می‌انجامد. در صحنه‌های عملیتی شاخک خلیج فارس از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا به‌عنوان یکی از کانون‌های بحران کنونی و آینده جهان شناخته می‌شود. تنگه‌ی هرمز نقطه مناسبی برای کنترل در داخل خلیج فارس و جلوگیری از انتشار آن به داخل اقیانوس هند و کبیر است.

و) موقعیت تنگه‌ی هرمز در حاشیه و ریملند: تنگه‌ی هرمز به دلیل واقع شده در قسمت انتهایی جدار نازک ریملند، محل انطباق خطوط دفاعی دو قدرت بری و بحری است. یعنی خط دفاعی قدرت بری و خط دفاعی قدرت بحری در تنگه‌ی هرمز بر هم منطق می‌شود در نتیجه هر دو قدرت بر کنترل آن نظر داشتند.

ز) ایجاد پیوستگی برای نیروی دریایی بحری: تنگه جایگاه مناسبی برای برقراری ارتباط بین بدنه اصلی نیروی دریایی با واحدهای مستقر در داخل خلیج فارس است و اساساً امکان دفاع از بخش شمالی خلیج فارس را به‌ویژه در خطوط دفاعی قدرت بحری در مقابله با قدرت بری، به وجود می‌آورد. درواقع نیروهای دریایی ضمن حفظ ارتباط با عقبه خود در اقیانوس هند می‌تواند خط دفاعی خود را تا دهانه فاو گسترش دهند. این در حالی است که دفاع از چاه‌ها و خطوط حمل آن در خلیج فارس، بخشی از استراتژی قدرت بحری است.

ح) ایجاد تسهیلات تدارک نیرو و لجستیک: واحدهای رزمی دریایی و خشکی مستقر در خلیج فارس و داخل کشورهای منطقه به تدارکات مستمر نیاز دارند و تأمین نیرو و تدارکات از قبیل مهمات، اسلحه، غذا، پوشاک و غیره عمدتاً با ناوگان دریایی انجام می‌پذیرد و این ناوگان برای تأمین آن باید از تنگه‌ی هرمز بگذرند. بنابراین در لجستیک عملیات به‌عنوان رکن استراتژی نظامی نقش مهمی دارد.

ط) تناسب جغرافیایی و حقوقی تنگه برای واحدهای ویژه دریایی و هوایی: برای حضور واحدهای دریایی در منطقه خلیج فارس شرایط توپوگرافیک و حقوقی تنگه اهمیت ویژه دارد. این شرایط و عمق پهنان تنگه به گونه‌ای است که امکان عبور زیردریایی‌های اتمی و ناوهای هواپیمابر از آن وجود دارد. ورود زیردریایی‌های اتمی به داخل خلیج فارس (هر چند به خاطر شرایط توپوگرافیک کف خلیج فارس، نمی‌توانند از قدرت مانور و تحرک مناسب برخوردار باشند) تهدید بالقوه‌ای برای امنیت قدرت بری محسوب می‌شود. علاوه بر این در تنگه‌ی هرمز به علت داشتن وضعیت جغرافیایی و حقوقی مناسب که در کنوانسیون 1982 حقوق دریاها پیش‌بینی شده است، امکان تردد شناورها و ناوهای جنگی هواپیمابر و عبور مخفیانه زیردریایی‌ها و عبور ترانژیت هواپیماهای جنگی و تجاری فراهم است و قدرت بری و بحری که در یک ائتلاف مشترک، اصل عبور ترانزیتی از تنگه‌ها را به تصویب رساندند، از این امکان نیز استفاده می‌برند. بعد از بحران تهاجم عراق به کویت، ناوهای هواپیمابر امریکا وارد خلیج فارس شدند. قابل ذکر است که تنگه‌ی هرمز فاقد جایگزین است و تنها راه ورود و خروج زیردریایی‌ها و ناوها و شناورها در مسیر خلیج فارس و آب‌های آزاد جهان، راه تنگه‌ی هرمز است و ویژگی‌های جغرافیایی و حقوقی لازم نیز در تنگه‌ی هرمز فراهم است.

ی) تنگه‌ی هرمز به‌عنوان مکمل استراتژی بری: استراتژی بری به منظور ایجاد پیوستگی با واحدهای دریای خود در اقیانوس هند و هم‌چنین کنار زدن رقیب و کنترل آن در خلیج فارس و اقیانوس هند و نیز ایجاد فشار به ماشین جنگی قدرت بحری از طریق ممانعت از عبور نفت و سوخت مورد نیاز آنها و دسترسیس به تنگه، امکان دستیابی به هدف‌های استراتژیک یاد شده را به وجود می‌آورد.

مجموع امتیازات ژئواستراتژیک تنگه‌ی هرمز، آن را دارای خصوصیات منحصر به فردی نموده است که کمتر تنگه‌ای از آن برخوردار است. به‌ویژه این‌که تنگه‌ی هرمز جایگزینی ندارند (حافظ‌نیا، 1382: 436).

اخبار مرتبط

نظرات

  • با سلام و سپاس از سایت و کانال تلگرامی خوبتان. مدتهاست جای خالی تحلیلهای زیواستراتزیک و زبوپولتیک در رسانه‌های ایرانی حس می‌شد و سایت و کانال شما مایه‌ی امید و خوشحالی شد. برایتان به حقیقت ارزوی موفقیت و رساندن بحثهایتان به محور تحلیلهای سیاسی ملی می‌کنم. چرا که اکنون همه تحلیلها بیشتر تحلیلهای ابکی و احساسی هستند. همچنین چرا بجای قدرت بری و بحری از قدرتهای خشکی و دریایی استفاده نمی‌کنید که رایجتر و به گوش اشناتر و هم پارسی هستند. با احترام



نوشته نخست

اقتدار و توسعه

چند نکته در باب دولتِ مقتدر توسعه‌گرا

سالار سیف‌الدینی: اقتصاددان ها، سیاسیون و جامعه شناس‌ها یا بسیاری از روزنامه‌نگاران بارها در مورد «توسعه» همه جانبه سخن گفته اند. برخی توسعه سیاسی را پیش نیاز توسعه اقتصادی می‌دانند و برخی دیگر برعکس توسعه اقتصادی را در اولویت قرار می دهند. هر کدام از دو گروه نیز دلایل متقن و قابل توجهی عرصه می کنند.  اما چه کسی قرار است برنامه توسعه سیاسی یا اقتصادی را پیش ببرد؟ پاسخ دشوار نیست: «دولت». ولی دولت(نظام سیاسی) چگونه می‌تواند توسعه نظام مند را به عنوان الگوی راهبردی محقق سازد؟ پاسخ آن هم دشوار نیست: برنامه ریزی یا آنچه که سیاست‌گذاری می نامیم. اما مگر نه این است که تا کنون دستکم در حوزه اقتصاد، سیاست گذاری‌های دقیقی برای پیشبرد برنامه های توسعه ای تدوین شده است؟ چند درصد از برنامه های توسعه ای که از دهه چهل تا به امروز تدوین و اجرایی شده است محقق شده اند؟ چه میزان از اسناد چشم انداز توسعه به وضعیت آرمانی نزدیک شده اند؟ پاسخ هر چه باشد، امیدوار کننده نیست. شاید نقطه عزیمت اصلی باید یافتن همین پاسخ برای چرایی این ناکامی باشد. چرا سیاست‌گذاری های موجود کامیاب نبودند؟  اگر فعلا فرض را بر اولویت توسعه سیاسی بر اقتصادی قرار دهیم،شاید بتوان فرمولی در این زمینه مشخص کرد که آینده ای بهتر را به تصویر می‌کشد. تجربه های تاریخی دولت مقتدر توسعه‌گرا، تجربه ای است که بسیاری از کشورها را به سلامت به وادای توسعه رسانده است. مطالعه در کشورهایی که در چند دهه گذشته به توسعه سیاسی و اقتصادی مطلوب رسیده اند، نشانگر تجربه موفق دولت مقتدر توسعه گرا در این وادی بوده است. از کره جنوبی تا مالزی یا ترکیه حتی برخی کشورهای پساشوروی یک دوره کوتاه پیشا دموکراسی را تجربه کرده و سپس وارد توسعه سیاسی- اقتصادی شدند.  پیش نیاز جامعه دموکراتیک، وجود دولت مقتدری است که آرمان توسعه را در میان مدت ( طرح چند ساله) در دستور کار قرار داده باشد. دولتی مبتنی بر دیوان سالاری قدرتمند و سریع، توانِ دفاعی و استقلال نسبی در عرصه تصمیم‌گیری بین المللی است. تنها یک دولت قدرتمند که در عمل و نه شعار، خواهان توسعه باشد، اراده ای جدی برای مقابله  فساد داشته باشد و امتیازهای گروهی و شخصی را الغاء،و اقدام به سیاست گذاری کند، قادر به حصول توسعه کامل است. دولت های ضعیف و بی برنامه نه قادر به برنامه ریزی اند و نه قادر به سیاست گذاری. لازمه سیاست‌گذاری به نظر می رسد لازمه زمان بندی و سیاست های توسعه ابتدا اصلاح ساختار دولت و دیوان به شکلی است که بتوان دولتی مقتدر و توسعه‌گرا را در کمترین زمان ممکن پیکربندی کرد. دلیل این تقدم این است که بدون وجود ساختار مطلوب، امکان اجرای هیچ برنامه ای نیست. اگر برنامه های توسعه قبلی شکست خورده اند دلیل آن فقدان همین وصف است. نظام سیاست‌گذاری از سه رکن اصلی تشیکل می شود. در نبود هریک از ارکان این مثلث هر نوع سیاست‌گذاری احتمالا به شکست خواهد انجامید و یا نیمه کاره رها خواهد شد. این ارکان عبارت اند از: متن سیاست گذاری، یا برنامه توافق شده در ارکان تصمیم گیری، دیوان سالاری منظم، سریع و مبتنی بر سلسله مراتب و در ...